نوشته‌ها

اینتل مجبور به توقف فروش تجهیزات و پردازنده به شرکت چینی Inspur شد

فشارهای آمریکا بر شرکت‌های چینی ادامه دارد و در جدیدترین رخداد، اینتل از فروش پردازنده و تجهیزات به شرکت چینی Inspur منع شد.

دولت ایالات متحده، به اینتل دستور داد تا فروش تجهیزات را به یک شرکت عظیم چینی متوقف کند. این شرکت را می‌توان بزرگ‌ترین فعال صنعت سرور دانست که شاید تاکنون نام آن را هم نشنیده باشید. شرکت چینی Inspur اگرچه به اندازه‌ی غول‌هایی همچون دل و HPE بزرگ نیست، اما سومین شرکت بزرگ تولیدکننده‌ی سرور در جهان محسوب می‌شود. ۱۱/۷ درصد از سهم بازار جهانی در فصل سوم سال گذشته، دراختیار این شرکت بود. آن‌ها بزرگ‌ترین عرضه‌کننده‌ی تجهیزات سرور در چین هستند.

اینتل عرضه‌ی محصولات به اینسپر را متوقف کرد، اما می‌گوید که فروش، تا دو هفته‌ی دیگر به روال قبلی باز می‌گردد. یکی از منابع خبری چین در گزارش اخیر خود ادعا کرد که شرکت آمریکایی، به‌صورت موقت فروش و عرضه‌‌ی محصول را متوقف کرد تا طبق قوانین جدید ایالات متحده، تغییراتی جزئی در زنجیره‌ی تأمین ایجاد کند.

اینسپر سومین تولیدکننده‌ی بزرگ سرور در جهان و بزرگ‌ترین تولیدکننده در چین است

پنتاگون هفته‌ی گذشته فهرست جدیدی از شرکت‌های چینی منتشر کرد که نام اینسپر هم در بین آن‌ها دیده می‌شود. پنتاگون ادعا می‌کند ۲۰ شرکت‌ حاضر در این فهرست، با حزب کمونیست چین در ارتباط هستند یا حتی تحت کنترل آن‌ قرار دارند. وزارت دفاع آمریکا باید در سال ۱۹۹۹ نام شرکت‌های مرتبط با ارتش آزادی‌بخش چین را منتشر می‌کرد که فهرست اخیر سال ۲۰۲۰، به‌نوعی شامل همان موارد می‌شود.

 

 

سخنگوی پنتاگون، جاناتان هافمن، در مصاحبه با بلومبرگ در ارتباط با تصمیم اخیر وزارت دفاع گفت: «وقتی جمهوری خلق چین مرزهای مشخص بین بخش‌های خصوصی و نظامی خود را از بین می‌برد، آشنایی و شناخت خریدار و فروشنده‌ی بازار اهمیت پیدا می‌کند. ما اعتقاد داریم که این فهرست برای دولت ایالات متحده ابزار مناسبی محسوب می‌شود. همچنین شرکت‌ها، سرمایه‌گذارها، مؤسسه‌های دانشگاهی و شرکای عملیاتی دیگر هم می‌توانند شراکت و همکاری خود را با شرکت‌های مذکور، اصلاح و مدیریت کنند. فهرست منتشرشده قطعا اصلاح و بزرگ‌تر هم خواهد شد».

سهم بازار Inspur در بازار سرور هوش مصنوعی چین

 

بلومبرگ هفته‌ی گذشته گزارشی پیرامون فهرست جدید وزارت دفاع ایالات متحده منتشر کرد. بسیاری از کارشناسان تصور می‌کردند که فهرست منتشرشده، حکم نمایشی دارد. درواقع آن‌ها اعتقاد داشتند که دولت ایالات متحده، شرکت‌ها را ملزم به قطع فروش تجهیزات به سازمان‌های موجود در فهرست نخواهد کرد. ظاهرا فهرست منتشرشده، نمایشی نیست و فشارهای قابل‌توجهی به شرکت‌ها آمریکایی وارد می‌کند. البته اکنون سؤال ایجاد می‌شود که اینتل چگونه می‌تواند در دوره‌ی زمانی کوتاه، فرایندهای خود را اصلاح کند و فروش تجهیزات به اینسپر را ادامه دهد؟ رخدادی مشابه قبلا برای AMD و شرکت مشترکش در چین یعنی THATIC venture اتفاق افتاده بود که ظاهرا منجر به عدم تمدید و ادامه‌‌ی فعالیت‌ها در آن کشور شد.

چین و ایالات متحده از مدت‌ها پیش درگیری‌های متعددی در ارتباط با شرکت‌های فناوری دارند. هر دو کشور، از قدرت خود برای تأثیرگذاری در شرکت‌های فناوری استفاده می‌کنند و سیاست‌ها، اجازه‌ی خرید تجهیزات از شرکت‌های تولیدکننده و دیگر فشارها را به دولت می‌دهد.

شاید اینتل بتواند با تغییر بخش‌هایی از زنجیره‌ی تأمین خود، فروش تجهیزات و محصولات به اینسپر را ادامه دهد. شاید هم سیاست‌ها به گونه‌ای پیش برود که آن‌ها تنها اجازه‌ی فروش برخی از تراشه‌های خود را به چین داشته باشند. درنهایت دولت ایالات متحده می‌تواند بزرگ‌ترین فروشنده‌ی سرور در چین را وارد فهرست تحریمی کند تا اجازه‌ی خرید برخی از پردازنده ‌ها را نداشته باشد. شاید هم تحریم‌ها به‌گونه‌ای پیش برود که مثلا تنها پردازنده‌ های استاندارد به اینسپر فروخته شوند و اینتل، از فروش FPGA یا شتاب‌دهنده‌‌‌‌های مرتبط با هوش مصنوعی منع شود. درنهایت، راهکارهای احتمالی، ارتباط زیادی به نحوه‌ی سیاست‌‌گذاری و ممنوعیت‌های دولت آمریکا دارد.

منبع: zoomit.ir

اینتل شرکت سازنده کارت های رابط شبکه سری Killer را تصاحب کرد

اینتل روز گذشته از تصاحب Rivet Networks خبر داد؛ Rivet Networks همان شرکتی است که کارت‌های رابط شبکه‌ی ویژه‌‌ای را تحت برند Killer برای لپ‌تاپ ‌ها می‌سازد.

اینتل با انتشار بیانیه‌ای مطبوعاتی شایعه‌های چند روز اخیر را تأیید کرد؛ بدین ترتیب تیم آبی از تصاحب کامل شرکت ریوت نتورکس (Rivet Networks) خبر می‌دهد. ریوت نتورکس که یکی از رقبای اینتل در حوزه‌ی وای‌فای به‌حساب می‌آمد، بیشتر به‌خاطر تولید کارت‌‌های وای‌فای و درگاه‌های اترنت با برند کیلر (Killer)‌ برای لپ‌تاپ ‌های گیمینگ شرکت‌های مختلفی نظیر الین‌ور، لنوو و HP شناخته می‌شود.

ریوت نتورکس مدت‌ها است که در حوزه‌ی تولید کارت‌های رابط شبکه (NIC) فعالیت می‌کند؛ این کارت‌ها وظیفه‌ی مدیریت اتصال دستگاه به وای‌فای را برعهده دارند. در بیانیه‌ی مطبوعاتی اینتل هیچ اشاره‌ای به مبلغ تصاحب ریوت نتورکس نشده است.

از این پس اعضای تیم ریوت نتورکس قرار است به تیم ویژه‌ی اینتل با نام «گروه راهکارهای بی‌سیم» ملحق شوند، ناگفته نماند گروه راهکارهای بی‌سیم زیرمجموعه‌ی گروه دیگری است که اینتل از آن با نام «گروه رایانش کلاینت» یاد می‌کند. با توجه به مفاد قرارداد تجاری جدید بین اینتل و ریوت نتورکس، تیم آبی قصد دارد برند کیلر را به مجموعه‌ی برندهای تحت سلطه‌ی خود اضافه کند.

 

بررسی‌ها نشان می‌دهند ریوت نتورکس در حوزه‌ی نرم‌افزار نیز فعال بوده و توانسته نوعی نرم‌افزار ویژه تحت برند کیلر به‌منظور به‌حداقل رساندن تأخیر اتصال به وای‌فای توسعه دهد. نرم‌افزار ریوت نتورکس همچنین به کاربران امکان می‌دهد نرم‌افزارها را ازلحاظ دسترسی به پهنای باند، اولویت‌بندی کنند.

فردی به نمایندگی از اینتل در گفت‌و‌گو با رسانه‌ی تامز هاردور اعلام می‌کند: «اینتل همچنان به فروش دستاوردهای ریوت نتورکس در حوزه‌ی نرم‌افزار و البته محصولات برند کیلر به مشتریان ادامه خواهد داد. اینتل قصد دارد روند تولید و عرضه‌ی بسیاری از محصولات و سرویس‌های ریوت نتورکس را ادامه دهد. ممکن است با انجام برخی ارزیابی‌ها به‌همراه تیم ریوت نتورکس و با توجه به تعهداتی که این تیم به مشتریانش دارد، برخی تغییرات در این زمینه صورت بگیرد».

 

محصولات برند کیلر در حوزه‌ی شبکه به‌طور معمول برای محصولات گیمینگ مورداستفاده قرار می‌گرفتند.درواقع داشتن قابلیت‌هایی نظیر تأخیر کم باعث می‌شد کاربر به‌هنگام تجربه‌ی بازی‌های آنلاین با هیچ مشکلی مواجه نشود و تجربه‌ای لذت‌بخش داشته باشد. قابلیتی دیگری که بالاتر به آن اشاره‌ کردیم (اولویت‌بندی دسترسی نرم‌افزارها به پهنای باند) نیز با هدف بهبود تجربه‌ی بازی‌های آنلاین طراحی شده است. ریورت نتورکس در حدود یک دهه است که به‌عنوان یکی از رقبای اینتل در حوزه‌ی تجهیزات NIC شناخته می‌شود و تیم آبی با تصاحب این شرکت می‌تواند بیشتر روی بازار گیمینگ متمرکز باشد.

 

اینتل پیش‌تر سابقه‌ی همکاری با ریوت نتورکس را دارد و به‌دفعات محصولات این شرکت را تولید کرده است. این دو شرکت چند سال پیش در همکاری با یکدیگر موفق‌به تولید کارت رابط شبکه‌ی Killer Wireless-AC 1550 شدند که اینتل وظیفه‌ی سرهم‌کردن قطعات آن را برعهده داشت. اقدام اخیر باعث می‌شود اینتل در بازار پرتلاطم رایانه‌های شخصی یک رقیب کمتر نسبت‌به قبل داشته باشد. این موضوع به‌خصوص برای بازار لپ‌تاپ‌ های گیمینگ و لپ‌تاپ ‌های پریمیوم صدق می‌کند. اینتل در بخشی از بیانیه‌ی جدید خود می‌گوید قصد دارد با اکوسیستم توسعه‌دهندگان مشارکت کند و مزیت‌هایی بیشتر دراختیار مشتریان سازمانی‌اش قرار دهد.

احتمال دارد در آینده‌ای نه‌چندان دور شاهد کارت رابط شبکه‌ی اختصاصی اینتل با برخی از ویژگی‌های متمایزکننده‌ی برند کیلر باشیم؛ کارتی که احتمالا در لپ‌تاپ‌ های گیمینگ یا دیگر دستگاه‌هایی که قدرت پردازشی بالایی دارند استفاده خواهد شد. اینتل تاکنون ترجیح داده است جزئیات دقیقی دررابطه‌با برنامه‌هایش برای برند کیلر با رسانه‌ها در میان نگذارد؛ بنابراین فعلا نمی‌دانیم که کارت رابط شبکه‌ی جدید اینتل در چه زمانی به‌مرحله‌ی تولید خواهد رسید. اینتل در بیانیه‌ی مطبوعاتی جدید از ریوت نتورکس به‌عنوان مکملی فوق‌العاده برای محصولات خود در حوزه‌ی وای‌فای یاد کرده است.

منبع: zoomit.ir

مایکروسافت به شبیه‌‌سازی کدهای ۶۴ بیتی روی لپ‌تاپ‌های ARM نزدیک می‌شود

ویندوز ۱۰ مورد استفاده در لپ‌تاپ‌های مجهز به پردازنده‌های ARM تغییراتی  را تجربه خواهد کرد. بر اساس اطلاعات جدید، مایکروسافت در آینده نزدیک امکان اجرای کدهای ۶۴ بیتی را روی این محصولات فراهم می‌کند. در حال حاضر لپ‌تاپ‌های مجهز به پردازنده‌های ARM از شبیه‌سازی WoW برای اجرای کد Win32 روی کامپیوترهای x64 و اجرای کد Win32 روی معماری ARM64 استفاده می‌کنند. در حالت کلی لپ‌تاپ‌های ویندوز ۱۰ مجهز به پردازنده‌های ARM از برنامه‌های ۶۴ بیتی ویندوز پشتیبانی نمی‌کنند.

بنابر اطلاعات جدیدی که توسط حساب توییتری «Longhorn» و بر پایه کامیت گیت هاب مایکروسافت منتشر شده، در آینده امکان شبیه‌سازی کد x64 روی لپ‌تاپ‌های ARM64 فراهم می‌شود. این معماری جدید با نام ARM64EC شناخته می‌شود که برای اجرای x86_64 روی دستگاه‌های ARM64 کاربرد دارد.

این کامیت در مارس ۲۰۲۰ توسط یکی از مهندسان مایکروسافت، «کنی کر» ایجاد شده. نزدیک به یک سال پیش هنوز فعال‌سازی شبیه‌ساز اپلیکیشن‌های x64 روی لپ‌تاپ‌های مجهز به ویندوز ۱۰ و پردازنده‌های ARM کاملا مشخص نبود و مایکروسافت توسعه‌دهندگان را تشویق به کامپایل دوباره برنامه‌های خود به ARM64 می‌کرد.

با امکان اجرای برنامه‌های x64 روی لپ‌تاپ‌های مجهز به پردازنده‌های ARM، این محصولات می‌توانند در بازار با محصولات مجهز به پردازنده‌های اینتل رقابت نزدیک‌تری داشته باشند. شاید این اقدام مایکروسافت باعث شود شاهد تولید پردازنده‌های ARM قدرتمندتری باشیم و همچنین سهم اینتل در این بخش از بازار کاهش پیدا کند.

علاوه بر مایکروسافت که بدنبال افزایش کارایی پردازنده‌های ARM در لپ‌تاپ‌های مجهز به سیستم عامل خود است، اپل نیز قصد دارد میزان استفاده از پردازنده‌های اینتل را کاهش دهد. بر اساس اطلاعات منتشر شده، این شرکت اوایل سال آینده میلادی مک‌بوک را با پردازنده‌های اختصاصی وارد بازار می‌کند.

چیپست‌های سری A اپل در سال‌های اخیر پیشرفت‌های زیادی داشته‌اند و می‌توانند برای استفاده در لپ‌تاپ‌ها بهینه‌سازی شوند. با توجه به این موضوع، شاید به مرور شاهد پایان حکمرانی اینتل در بازار پردازنده‌های لپ‌تاپ باشیم.

منبع: digiato.com

پروژه مایکروسافت و اینتل برای تبدیل بدافزارها به تصویر؛ گام جدید برای حفاظت از کامپیوترها

مایکروسافت و اینتل اخیرا با یکدیگر پروژه جدیدی برای حفاظت از کامپیوترها را آغاز کرده‌اند. این پروژه «STAMINA» نام دارد و  نوع جدیدی از شناسایی و دسته‌بندی بدافزارها را ارائه می‌کند. روش جدیدی که این دو کمپانی توسعه داده‌اند، بدافزارها را به عکسی سیاه و سفید تبدیل کرده و سپس آن را اسکن و بررسی می‌کند.

پروژه STAMINA (سرواژه STAtic Malware-as-Image Network Analysis) به معنی «آنالیز شبکه‌ای ثابت بدافزار به عنوان عکس» به کمک تکنیک جدیدی، بدافزارها را به عکس سیاه و سفید تبدیل می‌کند و سپس با اسکن تصویر، به دنبال بافت‌ها و ساختارهای الگویی مشخص و مختص به هر بدافزار می‌گردد. تیم تحقیقات مایکروسافت و اینتل می‌گویند تمامی فرایندهای تشخیص بدافزار، تنها در چند مرحله ساده صورت می‌گیرد.

اولین گام دریافت یک فایل و تبدیل سیستم باینری (دودویی) آن به جریانی از داده‌های پیکسلی است. محققین سپس این جریان پیکسلی تک بعدی را به یک تصویر دو بعدی تبدیل می‌کنند تا الگوریتم‌های متداول آنالیز تصویر بتوانند آن را تحلیل کنند. عرض تصویر بر اساس حجم فایل ورودی و طبق جدول زیر انتخاب می‌شود. ارتفاع یا طول تصویر نیز به صورت پویا، متغیر خواهد بود که به کمک آن می‌توان جریان داده‌های پیکسلی را بر اساس ارزش عرض عکس، تقسیم‌بندی کرد. پس از سرهم کردن جریان داده‌های پیکسلی به یک تصویر نرمال دو بعدی، محققین تصویر نهایی را به ابعادی کوچکتر کاهش می‌دهند.

مایکروسافت و اینتل

محققین دو کمپانی اینتل و مایکروسافت می‌گویند کاهش ابعاد تصویر «تاثیر منفی بر نتایج دسته‌بندی» نخواهد داشت و در اصل یک گام ضروری است تا منابع رایانشی آن‌ها با میلیاردها پیکسل سر و کار نداشته باشند، زیرا در غیر این صورت فرایند تحلیل به شدت کند پیش خواهد رفت. آن‌ها در گام بعدی عکس به دست آمده را به یک شبکه عصبی عمیق از پیش تعلیم داده شده می‌دهند تا آن را اسکن کرده و در دسته سالم یا آلوده قرار دهد.

مایکروسافت می‌گوید ۲.۲ میلیون نمونه آلوده فایل پرتابل قابل اجرا را در پایگاه داده این شبکه عصبی قرار داده است تا پایه و اساس تحقیقات را تشکیل دهد. آن‌ها ۶۰ درصد بدافزارهای شناخته شده را به عنوان نمونه برای آموزش شبکه عصبی عمیق، ۲۰ درصد آن را برای صحت‌سنجی این شبکه عصبی عمیق و ۲۰ درصد دیگر را برای فرایند اصلی تست استفاده کردند.

مایکروسافت و اینتل

محققین این دو کمپانی در نهایت اعلام کرده‌اند که STAMINA توانسته با دقت ۹۹.۰۷ درصد و با نرخ مثبت کاذب ۲.۵۸ درصد، بدافزارها را شناسایی و دسته‌بندی کند (نرخ مثبت کاذب در این جا به این معناست که فایل‌های عادی به عنوان بدافزار شناخته شوند). محققین در رابطه با این نتیجه می‌گویند «نتایج این پروژه نشان می‌دهد که می‌توان از یادگیری انتقال عمیق برای اهداف دسته‌بندی بدافزارها استفاده کرد.»

البته STAMINA برای فایل‌های حجیم‌تر چندان پاسخگو نیست، زیرا محدودیت‌ها باعث می‌شوند تبدیل میلیاردها پیکسل به یک تصویر JPEG و سپس کاهش ابعاد آن، بهینه نباشد. البته احتمالا چنین چیزی از کمترین میزان اهمیت برخوردار است، زیرا محققین در ابتدا نیز این پروژه را برای فایل‌های کم‌حجم توسعه داده بودند. در نهایت انتظار می‌رود این پروژه کم کم راه خود را به نرم‌افزار دیفندر مایکروسافت باز کرده تا میلیاردها دستگاه را به لایه جدیدی از حفاظت در برابر بدافزارها تجهیز کند.

منبع: digiato.com

اینتل به دستاوردی انقلابی در حوزه رایانش کوانتومی دست پیدا کرد

به‌لطف دستاورد جدید اینتل و یکی از شرکای تجاری‌اش، امکان قراردادن سخت‌افزار کیوبیت و قطعه‌ی الکترونیکی کنترل‌کننده‌ی آن روی یک تراشه فراهم می‌شود. بسیاری از دنبال‌کنندگان اخبار فناوری با بیت (Bit) و بایت (Byte) به‌عنوان واحدهای اساسی در حوزه‌ی رایانش آشنایی است. درواقع، بیت و بایت در حوزه‌ی رایانش همچون واحدهای متر و اینچ برای بیان اندازه و مسافت است. با‌این‌حال، بیت و بایت به رایانش قدیمی مربوط می‌شود و امروزه ممکن است تا حد زیادی نتوانند جواب‌گو باشد. درزمینه‌ی رایانش امروزه گوگل و اینتل تلاش زیادی می‌کند تا روی مبحثی به‌نام رایانش کوانتومی (Quantum Computing) مانور دهد. در رایانش کوانتومی که امروزه توجه زیادی به آن می‌شود، استفاده از واحدی جدید با عنوان کیوبیت (Qubit) را شاهد هستیم. کیوبیت را می‌توان کوچک‌ترین واحد ذخیره‌ی اطلاعات و معیاری از مقدار اطلاعات کوانتومی به‌شمار آورد.

برخلاف واحد بیت که امروزه هم به‌شکل گسترده استفاده می‌شود، امکان کنترل کیوبیت کمی سخت‌تر است. این موضوع به‌ویژه در دماهای مختلف‌ خودش را نشان می‌دهد و مشکلاتی ایجاد می‌کند. اینتل و یکی از شرکای تجاری‌اش با نام QuTech اخیرا در خبری مهم اعلام کرده‌اند به دستاوردی جدید در حوزه‌ی رایانش دست یافته‌اند. به‌لطف فناوری انقلابی جدید اینتل و QuTech، به سیستم‌های مبتنی‌بر رایانش کوانتومی این امکان داده می‌شود در محیط‌های دارای دمای بیشتر نیز به ‌فعالیت خود ادامه دهد. بدین‌ترتیب، اینتل یک قدم به تولید رایانه‌های کوانتومی کاربردی نزدیک‌تر شده است.

کنترل کیوبیت (مخفف کوانتوم‌بیت) همچون بسیاری از دیگر مفاهیم مطرح در حوزه‌ی رایانش کوانتومی کار ساده‌ای نیست. در واحد بیت، معیارهای صفر و یک یا روشن و خاموش مجزا از یکدیگر را شاهد هستیم؛ با‌این‌حال، کیوبیت می‌تواند هر دو معیار صفر و یک (روشن و خاموش) را براساس وضعیت آن‌ها‌ اجرا کند. کیوبیت به‌طورویژه بر ذرات زیراتمی نظیر الکترون‌ها به‌همراه فوتون‌ها متکی است. همین موضوع باعث می‌شود ماهیت کلی کیوبیت به‌گونه‌ای باشد که بتوان از آن به‌عنوان دلیل اصلی تبدیل سیستم‌های مبتنی‌بر رایانش کوانتومی به ابررایانه‌های آینده یاد کرد.

افزون‌بر‌این، کیوبیت برای فعالیت مشکلات زیادی پیش ‌روی شرکت‌های سازنده قرار می‌دهد. در بسیاری از مواقع، این مشکلات به‌ دو دلیل اصلی ایجاد می‌شود: دلیل اول این است که کیوبیت فقط در دمای بسیار کم فعالیت می‌کند؛ بنابراین، برای فعالیت آن باید محیطی فراهم کرد که دمای آن به‌میزان درخورتوجهی کم باشد. این موضوع به‌خودی‌خود مشکل دوم را ایجاد می‌کند. در دماهای بسیار کم، قطعات کنترل‌کننده‌ی الکترونیکی کیوبیت از خود کیوبیت جدا می‌شود.

دقیقا در همین مرحله است که دستاورد جدید اینتل وارد کار می‌شود. اینتل از این دستاورد با نام «کیوبیت داغ» یاد می‌کند. به‌لطف دستاورد جدید اینتل و شریک تجاری‌اش، کیوبیت می‌تواند در دماهای بیش از یک کلوین (تقریبا ۲۷۲- درجه‌ی سلسیوس) نیز کار کند. در‌حال‌حاضر، رایانه‌های کوانتومی برای پردازش کارهای مختلف مجبور است در دماهای گستره‌ی میلی‌کلوین فعالیت کند که تنها اندکی بیشتر از دمای صفر مطلق است. جالب است بدانید رایانه‌های واقع در فضای خارج از زمین در دمای سه کلوین فعالیت می‌کند. چنین دستاوردی از نظر عملی به اینتل امکان می‌دهد سخت‌افزار کوانتومی و مدار الکترونیکی کنترل‌کننده‌ی آن را روی یک تراشه قرار دهد. این نوع تراشه می‌تواند به تولید رایانه‌های کوانتومی پیشرفته‌تر منتهی شود.

دستاورد جدید اینتل در بلندمدت نیز می‌تواند مزیت‌هایی به‌همراه بیاورد. به‌لطف این اتفاق،‌ تراشه‌های تولیدشده پیچیدگی کمتری دارد و بهره‌وری آن‌ها نیز بیشتر است. این تراشه‌های جدید می‌تواند بدون ایجاد هرگونه مشکل و فداکردن دقت، دو قسمت یادشده، یعنی سخت‌افزار و بخش کنترل‌کننده را به یکدیگر متصل کند. اینکه اینتل می‌تواند در چه زمانی تولید چنین تراشه‌هایی را عملی کند، فعلا نامشخص است و حتی شاید فکرکردن به آن در اوضاع‌واحوال فعلی درست نباشد؛ چون فاصله‌ی زیادی تا رخداد این اتفاق مهم داریم.

به‌علاوه اینتل و QuTech هنوز جزئیات دقیقی از دستاورد جدیدشان منتشر نکرده‌اند و تنها اطلاعات ابتدایی را دردسترس رسانه‌ها قرار داده‌اند. ظاهرا اینتل و QuTech فناوری جدیدشان را روی دو کیوبیت آزمایش کرده‌اند؛ درحالی‌که رایانه‌های کوانتومی پیشرفته‌ی امروزی دَه‌ها کیوبیت دارد. گفته می‌شود رایانه‌های بسیار قدرتمند که بتواند ازپسِ هر کاری بربیاید، به بیش از یک‌میلیون کیوبیت نیاز پیدا خواهد کرد. دقیقا به‌همین‌دلیل است که می‌گویم دستاورد جدید اینتل این شرکت را تنها «یک قدم» به تولید رایانه‌های کوانتومی پیشرفته‌تر نزدیک می‌کند. البته همین قدم اهمیت بسیار زیادی دارد. در‌حال‌حاضر، رایانش کوانتومی فقط در شرکت‌های بزرگی به‌وقوع می‌پیوندد که ازپسِ هزینه‌های گزاف آن برمی‌آید؛ بنابراین، به‌‌زودی رایانه‌های کوانتومی دردسترس افراد و شرکت‌های معمولی نخواهد گرفت.

منبع: zoomit.ir

پردازنده جدید اینتل کاربران را وادار به استفاده از خنک‌کننده‌های قدرتمند می‌کند

پردازنده های نسل دهمی اینتل Comet Lake از قدرت فوق العاده‌ای بهره می‌برند اما در کنار آن توان مصرفی بالایی هم دارند تا حدی که استفاده از برخی مدل‌های آن نیازمند تجهیز کامپیوتر به سیستم خنک کننده قدرتمند است.

بر اساس پستی که اخیرا در توییتر منتشر شده پردازنده Core i9-10900F با ۱۰ هسته و ۲۹ ترد پردازشی، دارای PL1 یا سطح اول توان مصرفی ۱۷۰ است که در حالت PL2 و زمانی که هسته‌ها با حداکثر توان کار می کنند به ۲۲۴ وات می‌رسد.

پردازنده Core i9-10900F

PL1 به سطح توانی اشاره دارد که پردازنده در حالت پایدار و برای مدت طولانی مصرف می‌کند. گاهی اوقات پردازنده با استفاده از همین توان می‌تواند وارد حالت توربو هم شود اما زمانی که تعداد هسته‌ها افزایش یافته و فرکانس بوست بیشتر می‌شود، پردازنده وارد حالت PL2 شده و برای مدتی کوتاه (ضریب زمانی Tau) با توان مصرفی بیشتر به اجرای محاسبات سنگین می‌پردازد.

اغلب کاربران در زمینه توان مصرفی پردازنده با TDP یا توان طراحی گرمایی آشنایی دارند اما این معیار تنها برای کلاک پایه کاربرد دارد. برای مثال پردازنده Core i7-9700K دارای TDP حدود ۹۵ واتی است اما این میزان برای رسیدن به سطح PL1 تا حدودی افزایش یافته و برای فرکانس بوست از این هم بالاتر می‌رود.

با این فرض که توان مصرفی ۱۷۰ و ۲۲۴ واتی در سطوح PL1 و PL2 پردازنده Core i9-10900F واقعیت داشته باشند، تردیدی نیست که کاربران مایل به خرید این تراشه باید کیس خود را به خنک کننده قدرتمندی مجهز کنند که توان دفع حرارت بالای تولید شده از آن را داشته باشد.

در صورتی که کاربر به فرکانس های پیش فرض قانع نبوده و قصد اورکلاک سیستم را داشته باشد، استفاده از خنک کننده های مایع با سیکل بسته احتمالا بهترین گزینه خواهد بود.

منبع: digiato.com

AMD کماکان مشغول توسعه پردازنده غول‌پیکر EHP است

AMD پروژه‌ی بلندپروازانه‌ای برای توسعه‌ی یک پردازنده‌‌‌ی غول‌پیکر و ناهمگن به‌نام EHP دارد که بخشی مهم از فرایندهای تحقیق و توسعه را به آن اختصاص می‌دهد.

حدود چهار سال پیش بود که اولین اخبار از پروژه‌ی AMD EHP یا Exascale Heterogeneous Processor در رسانه‌های سخت‌افزاری منتشر شد. مفهوم کلی پروژه‌ی مذکور،‌ کاملا ساده بود. پردازنده‌‌‌ی حاصل از پروژه، ۳۲ هسته‌ی پردازشی را با پردازنده‌های گرافیکی Greenland و حافظه‌ی HBM در یک بورد ترکیب می‌کرد. اکنون و پس از گذشت چهار سال، AMD به اهداف تولید ۳۲ هسته‌ی پردازشی دست یافته است، اما ساختن APU در چنان ابعادی،‌ هنوز بلندپروازانه به‌نظر می‌رسد. باوجود اینکه برخی کاربران و کارشناسان تصور می‌کنند تیم قرمز، توسعه‌ی پروژه را متوقف کرد، اما اخبار داخلی خبر بهتری برای علاقه‌مندان دارند. پروژه‌ی EHP با قدرت توسعه می‌یابد.

یک حساب کاربری در توییتر به‌نام Underfox باتوجه به اسناد پتنت جدید، ادعا کرد که پروژه‌ی EHP با قدرت هرچه تمام‌تر در مراحل توسعه قرار دارد. درواقع، پکیجی که پردازنده‌‌‌ی EHP در آن قرار خواهد گرفت هم اخیرا به‌نام X3D در رویداد پنجم مارس به نمایش در آمد. اگرچه اکثر اسناد پتنتی، اطلاعات فنی و غیرقابل درک برای کاربر عادی دارند، اسناد جدید AMD اطلاعات و ریزه‌کاری‌های قابل درک و مهمی را از پروژه‌ی در دست توسعه، در اختیار ما قرار می‌دهند. یکی از بخش‌های مهم که باتوجه به اسناد پتنت می‌توان مفاهیم آن را درک کرد، سیستم پویای مدیریت حافظه است.

AMD اخیرا مجموعه‌ای از فناوری‌ها موسوم به Smart Shifting را معرفی کرد که برای مدیریت ساختارهای محدود گرما و قدرت در SoC کاربرد دارند. همین فناوری‌ها، در مدیریت پویای حافظه هم استفاده می‌شوند و در مجموع احتمالا ادامه‌ای بر پروژه‌ی در دست توسعه خواهند بود. همان‌طور که Underfox در توییت اخیر خود اشاره می‌کند، پتنت مدیریت پویای حافظه در پردازنده‌‌‌ی گرافیکی از AMD نشان می‌دهد که آن‌ها درحال توسعه‌ی نسل جدیدی از پردازنده‌های گرافیکی هستند که بیش از همه در پروژه‌ی EHP کاربرد خواهد داشت.

تاکنون پردازنده‌های مرکزی با هسته‌های پردازشی بسیار زیاد تا ۶۴ هسته مبتنی بر فلسفه‌ی MCM توسط AMD ساخته شده‌اند. ازطرفی تیم قرمز هنوز توانایی توسعه‌ی چنین محصولاتی در دسته‌ی پردازش گرافیکی را ندارد. درنهایت، اگر پردازند‌ی مرکزی مبتنی بر MCM را با پردازنده‌‌‌ی گرافیکی مبتنی بر همان فناوری روی یک بورد X3D ترکیب کنیم، به تراشه‌ای غول‌پیکر دست خواهیم یافت که برای نسل‌های آتی صنعت دیتاسنتر مفید و کاربردی خواهد بود. اگرچه هنوز خبری از خوشه‌های بزرگ ابرکامپیوتری در ابعاد بسیار بزرگ نیست (به‌جز پروژه‌ی پردازش توزیع‌شده‌ی Folding@Home) ، اگر پروژه‌ی EHP به نتیجه برسد، شاهد رشد استفاده از سیستم‌های آن‌چنانی خواهیم بود و در ادامه، کاهش قیمت هم در بازار هدف، ممکن می‌شود.

AMD EHP

اگر به طراحی‌های قدیمی AMD برای پروژه‌ی EHP نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که شرکت با بهره‌مندی از پلتفرم‌های Rome و Naples خود، نیمی از راه را پیموده است. درواقع آن‌ها با دستیابی به ۳۲ هسته‌ی پردازشی در پلتفرم‌های مذکور، در همان زمان دستاورد بزرگی در صنعت پردازش کسب کرد. به‌همین دلیل می‌دانیم که حتی اگر پتنت‌های جدید درنهایت در پروژه‌ی EHP به‌کار گرفته نشوند، شاید روزی در محصولات مخصوص مصرف‌کننده کاربرد داشته باشند. به‌هرحال کارشناسان امیدوار هستند که AMD تا یکی دو سال آینده، طراحی مبتنی بر MCM را به بازار عرضه کند و در آن زمان، ساخت محصول نهایی EHP دور از انتظار نخواهد بود.

از نکات دیگری که می‌توان از پتنت‌های جدید AMD استخراج کرد، رویکرد همه‌جانبه‌ی شرکت به‌سمت یادگیری عمیق در شتاب‌دهی هوش مصنوعی است. حفظ انسجام در شبکه‌های یادگیری عمیق و کاهش تأخیر، کلید توسعه‌ی تراشه‌های تجاری محسوب می‌شود. اسناد جدید نشان می‌دهد که احتمالا پروژه‌ی EHP تیم قرمز در این حوزه نیز حرف‌های زیادی برای گفتن خواهد داشت. به‌هرحال متخصصان دنیای سخت‌افزار با نگاهی عمیق‌تر به جزئیات پتنت منتشرشده، قطعا متوجه برتری‌های پروژه می‌شوند.

اینتل اکنون در مسیر توسعه‌ی پردازنده‌‌‌ی گرافیکی مبتنی بر MCM قرار دارد که احتمالا ه‌نام Intel Xe HP شناخته می‌شود. به‌همین دلیل می‌توان پیش‌بینی کرد که AMD هم کار روی طرح اختصاصی خود را شروع کرده باشد. درنهایت نبرد در حوزه‌ی MCM GPU دیگر فراتر از احتمال رفته است و یک امر حتمی محسوب می‌شود. با کاهش ابعاد قالب‌های تکی و افزایش بهره‌وری مقیاس‌دهی، کاهش هزینه‌ی قدرت پردازشی دور از انتظار نیست. به‌هرحال نوآوری همیشه فاکتوری مهم و حیاتی در پیش‌برد این نوع از رقابت ها محسوب می‌شود و با ورود اولین محصول نهایی به بازار، می‌توان جهشی عظیم را در رقابت انتظار داشت.

منبع: zoomit.ir

جدیدترین لپ‌‌تاپ‌‌های گیگابایت با پردازنده نسل دهمی اینتل از راه رسیدند

گیگابایت به‌تازگی لپ‌تاپ‌های جدیدی برای گیمرها و خالقان محتوا معرفی کرده است که از پردازنده‌ی نسل‌دهمی سری کامت‌لیک‌-اچ اینتل برای پردازش کارهای مختلف استفاده می‌کنند.

در چند وقت اخیر، گیگابایت لپ‌تاپ‌های متنوعی برای گیمرها و خالقان محتوا تولید کرده است که همگی بسیار باکیفیت و قدرتمند هستند. ظاهرا این شرکت قصد دارد همچنان به روند تولید این نوع محصولات ادامه دهد. گیگابایت یکی از نخستین شرکت‌هایی به‌شمار می‌آید که از پردازنده‌های جدید نسل‌دهمی اینتل، یعنی خانواده‌ی کامت لیک-اچ (Intel Comet Lake-H) در محصولاتش استفاده می‌کند. این شرکت اخیرا سه لپ‌تاپ جدید از سری Aorus معرفی کرده است که از آن‌ها با نام‌های Aorus 15G و Aorus 17G و Aorus 17X یاد می‌شود. در تمامی لپ‌تاپ‌های جدید سری آئوروس گیگابایت، از تراشه‌های نسل‌دهمی جدید اینتل استفاده شده است؛ تراشه‌هایی که در بین آن‌ها مدل‌هایی با فرکانس پردازشی بوست بیش از پنج گیگاهرتز هم به‌چشم می‌خورد. در لپ‌تاپ‌های جدید گیگابایت، امکان انتخاب یکی از دو پردازنده‌ی نسل‌دهمی Core i7-10875H و Core i9-10980HK وجود دارد که اولی پردازنده‌ای هشت‌هسته‌ای و دومی قوی‌ترین مدل از خانواده‌ی کامت‌لیک‌-اچ اینتل است.

لپ‌تاپ‌های جدید خانواده‌ی آئوروس نخستین لپ‌تاپ‌های گیمینگ گیگابایت محسوب می‌شوند که از کارت‌های گرافیک موبایلی جدید سری Super انویدیا استفاده می‌کنند. این کارت‌های جدید به‌ خانواده‌ی RTX 20 تعلق دارند و قدرت پردازشی گرافیکی بسیاری به صنعت لپ‌تاپ‌های گیمینگ تزریق می‌کنند. در لپ‌تاپ‌های جدید گیگابایت، حتی امکان استفاده از پردازنده‌ی گرافیکی RTX 2080 Super Max-Q انویدیا نیز وجود دارد.

ناگفته نماند هر سه لپ‌تاپ جدید گیگابایت با صفحه‌کلید مکانیکی ساخت شرکت Omron عرضه می‌شوند و از صفحه‌نمایشی با نرخ نوسازی ۲۴۰ هرتز بهره می‌گیرند. هرکدام‌ از لپ‌تاپ‌های جدید گیگابایت تفاوت‌هایی با دیگر لپ‌تاپ‌ها دارند. دو مدل ۱۵G و ۱۷G بیشتر شبیه‌ به اولترابوک‌ها هستند؛ درحالی‌که مدل ۱۷X با طراحی خاصش، بیشتر از بقیه به لپ‌تاپ‌‌های گیمینگ قدرتمند شباهت دارد.

متأسفانه در تمامی لپ‌تاپ‌های جدید سری آئوروس گیگابایت وب‌کم در نزدیکی لولا قرار گرفته است. بررسی‌های زومیت از چنین لپ‌تاپ‌هایی نشان می‌دهد این نوع وب‌کم‌ها نمی‌توانند منظره‌ای جذاب از چهره‌ی شما به‌تصویر بکشند. درواقع، این وب‌کم‌ها زاویه‌ی دید مناسبی ندارند و خروجی آن‌ها چندان چنگی به‌دل نمی‌زند. گیگابایت و دیگر شرکت‌هایی که به استفاده از چنین وب‌کمی روی می‌آورند، در پی کاهش بیشتر حاشیه‌ی قسمت بالای نمایشگر لپ‌تاپ‌هایشان هستند تا ظاهری امروزی‌تر پیدا کنند. طبق اعلام رسمی گیگابایت، لپ‌تاپ آئوروس ۱۵G و ۱۷G و ۱۷X از ۱۵ آوریل ۲۰۲۰ (۲۷ فروردین ۱۳۹۹) و به‌ترتیب با قیمت پایه‌ی ۱،۶۹۹ و ۱،۷۹۹ و ۲٬۳۹۹ دلار دردسترس مشتریان قرار خواهد گرفت.

سه لپ‌تاپ یادشده، تنها لپ‌تاپ‌های جدیدی نیستند که گیگابایت معرفی کرده‌ است. این شرکت لپ‌تاپ‌هایی با برند آئرو (Aero) دارد که به‌طورخاص برای خالقان محتوا تولید و آن‌ها را با سخت‌افزار و ظاهر جدید به‌روزرسانی کرده است. مدل‌های جدید لپ‌تاپ‌های خانواده‌ی آئرو گیگابایت به پردازنده‌های نسل‌دهمی جدید Core i7 و Core i9 اینتل و کارت‌های گرافیک سری Super خانواده‌ی RTX 20 و صفحه‌نمایش ۱۰۸۰p مجهز شده‌اند.

قیمت پایه‌ی لپ‌تاپ‌های جدید خانواده‌ی آئرو که در مدل‌های ۱۵ و ۱۷ اینچ معرفی شده‌اند، به‌ترتیب ۱،۵۹۹ و ۱،۶۹۹ دلار است. در این لپ‌تاپ‌ها، به‌صورت پیش‌فرض از کارت گرافیک Nvidia GeForce GTX 1660 Ti استفاده شده است که کاربر می‌تواند مدل‌های قوی‌تر آن را انتخاب کند. گیگابایت می‌گوید قصد دارد نسخه‌ای از مدل ۱۵ اینچ را با نمایشگر OLED تولید و با قیمت پایه‌ی ۱،۸۹۹ دلار روانه‌ی بازار کند.

اگر کاربر تمایل داشته باشد، می‌تواند نسخه‌ای با نمایشگر OLED و وضوح ۴K تهیه کند که از استاندارد HDR نیز پشتیبانی خواهد کرد. درمقابل، مدل ۱۷ اینچی این لپ‌تاپ نیز در نسخه‌ای با نمایشگر ۴K HDR عرضه خواهد شد. در اطلاعات رسمی گیگابایت، به پنل این نسخه از لپ‌تاپ ۱۷ اینچ اشاره نمی‌شود؛ بنابراین، از OLEDبودن پنل مطمئن نیستیم. نسخه‌ی مجهز به نمایشگر ۴K HDR لپ‌تاپ ۱۷ اینچ جدید سری آئرو با قیمت پایه‌ی ۲،۲۹۹ دلار دردسترس قرار می‌گیرد.

در لپ‌تاپ‌های جدید خانواده‌ی آئرو، شاهد تنوع مناسبی از درگاه‌ها هستیم. طبق اطلاعات رسمی، این لپ‌تاپ‌ها به درگاه‌های تاندربولت ۳ و HDMI 2.0 و کارت‌خوان UHS-II SD مجهز هستند. این لپ‌تاپ‌ها به‌طور‌خاص برای خالقان محتوا تولید شده‌اند؛ اما بهره‌مندی آ‌ن‌ها از پردازنده‌های موبایلی قدرتمند جدید اینتل و کارت‌های گرافیک جدید انویدیا و نمایشگر ۱۴۴ هرتزی باعث می‌شود امکان اجرای باکیفیت بازی‌های ویدئویی نیز روی آن‌ها فراهم باشد. نسخه‌هایی از لپ‌تاپ‌های ۱۵ و ۱۷ اینچ خانواده‌ی آئرو که به نمایشگر ۱۰۸۰p مجهز شده‌اند، از پردازنده‌ی مرکزی Intel Core i7-10750H استفاده می‌کنند. اگر کاربر به تهیه‌ی نسخه‌های OLED تمایل داشته باشد،‌ گزینه‌های بیشتری برای پردازنده‌های مرکزی دردسترسش قرار می‌گیرد که شامل همان پردازنده‌های معرفی‌شده برای خانواده‌ی آئوروس هستند.

گیگابایت می‌گوید قصد دارد لپ‌تاپ‌های جدید خانواده‌ی آئرو را نیز ۱۵ آوریل (۲۷ فروردین) روانه‌ی بازار کند. این لپ‌تاپ‌های جدید همچون محصولات جدید خانواده‌ی آئوروس، از وب‌کم در نزدیکی لولا بهره می‌ببرند؛ وب‌کمی که معمولا استقبال شایانی از آن نمی‌شود و به‌مذاق بسیاری از کاربران خوش نمی‌آید.

اگر به لپ‌تاپ‌های یادشده علاقه‌مند نیستید و به‌دنبال لپ‌تاپی مقرون‌به‌صرفه‌تر در حوزه‌ی لپ‌تاپ‌های گیمینگ می‌گردید، گیگابایت محصولاتی دیگر نیز معرفی کرده است. این شرکت از مدل به‌روزرسانی‌شده‌ی Aorus 5 و Aorus 7 نیز پرده‌برداری کرده است که به‌ترتیب ۱،۲۹۹ و ۱،۳۹۹ دلار قیمت دارند. این لپ‌تاپ‌های جدید به پردازنده‌ی Intel Core i7-10750H مجهز شده‌اند و در مدل پایه‌ی خود از کارت گرافیک Nvidia GTX 1650 Ti برخوردارند.

درضمن درصورت تمایل، کاربر می‌تواند با صرف هزینه‌ی بیشتر، در لپ‌تاپ‌های Aorus 5 و Aorus 7 به کارت گرافیک RTX 2060 دسترسی پیدا کند. با درنظرگرفتن قیمت ارزان‌تر آئوروس ۵ و آئوروس ۷ از لپ‌تاپ‌های یادشده، منطقی است که این محصولات جدید قابلیت‌های کمتری داشته باشند. برای مثال، در لپ‌تاپ‌های آئوروس ۵ و ۷، از صفحه‌کلید مکانیکی و نمایشگر ۲۴۰ هرتزی خبری نیست. این لپ‌تاپ‌ها به نمایشگری با نرخ نوسازی ۱۴۴ هرتزی مجهز شده‌اند و اواخر آوریل عرضه خواهند شد.

منبع: zoomit.ir

ARM چگونه بازار پردازش موبایل را تصاحب کرد؟ مروری بر فناوری چیپ‌ها

شاید اگر به پردازش در حوزه موبایل فکر کنید اولین نامی که به ذهنتان برسد ARM باشد. در حالی که از مدت ها قبل این اینتل بوده که سردمدار تولید چیپ های به حساب می آمده اما ARM در نهایت با پردازنده های با سرعت ساعت نه چندان بالا اما کم مصرف و کوچک، نام خود را بر سر زبان ها انداخت.پردازنده های تولید شده بر اساس معماری ARM در دستگاه های متعددی از جمله تلویزیون ها هوشمند، گوشی ها، لپتاپ ها و حتی لوازم خانگی هوشمند قرار گرفته اند. اما سوالی که مطرح می شود این است که چرا معماری های دیگری از جمله x86 توانایی رقابت با ARM در این حوزه ها را ندارند؟ در این مطلب قصد داریم به این سوال پاسخ دهیم و مروری بر تفاوت های سخت افزاری معماری های ARM و x86 داشته باشیم.

پیش از ادامه مطلب به یاد داشته باشید که ARM هیچ پردازنده ای تولید نمی کند. بلکه معماری پردازنده ها را طراحی می کند و حق استفاده از طرح های خود را در اختیار دیگر شرکت های تولید کننده چیپ از جمله کوالکام، سامسونگ، مدیاتک و … قرار می دهد.

 

 

معماری مجموعه دستورالعمل ها یا ISA چیست؟

هر چیپ کامپیوتری برای کارکرد نیاز به مجموعه ای از دستورالعمل ها دارد. ISA یک بخش فیزیکی مثل حافظه کش یا هسته های پردازنده نیست. بلکه تعیین می کند که تمامی بخش های یک پردازنده چگونه کار کنند. این ها شامل مواردی از جمله دستورالعمل هایی پردازش چیپ، تعیین نحوه فرمت داده های ورودی و خروجی، روش برقراری ارتباط پردازنده با رم و … هستند.

به عنوان مثال ISA مشخص می کند که اندازه هر قطعه داده در سیستم های مدرن باید از مدل ۶۴ بیتی پیروی کند. اما پردازنده ۳ عمل پایه خواندن دستورالعمل ها، اجرا کردن آنها و در نهایت آپدیت کردن وضعیت بر اساس نتایج را انجام می دهد. دستورالعمل های مختلف ممکن است روش های متفاوتی را ارائه کنند. به عنوان مثال معماری پیچیده ای از جمله X86 به طور معمول پردازش ها را به چندین عمل کوچکتر تقسیم می کنند تا توان عملیاتی افزایش یابد.

ISA در کنار تعریف ریز معماری پردازنده ها، همچنین مجموعه ای از دستورالعمل های قابل پردازش را مشخص می کند. این دستورالعمل ها شامل موارد متعددی از جمله اعمال خواندن و نوشتن روی حافظه ها هستند. به عنوان مثال بر اساس یک دستورالعمل، داده های آدرس شماره ۱ در حافظه با داده های آدرس ۲ جمع شده و حاصل در آدرس شماره ۳ ذخیره می شود.

 

 

RISC در مقابل CISC

حالا که با مفهوم اولیه ISA آشنا شدید بیایید ببینم که چه چیزی معماری ARM را خاص می کند؟ RISC یا «مجموعه دستورات ساده شده» یکی از مهمترین ویژگی های معماری ARM است. در حالی که معماری X86 از CISC یا «مجموعه دستورات پیچیده‌» بهره می برد. هر یک از این دو معماری مزایا و معایب خاص خود را دارند.

در RISC هر دستورالعمل به طور مستقیم به یک عمل خاص برای اجرا توسط پردازنده اختصاص می یابد و این دستورات نسبتاً ابتدایی هستند. اما در CISC، دستورالعمل ها پیچیده تر هستند و گزینه های گسترده تری را پیش روی پردازنده قرار می دهند. به عبارت دیگر می توان گفت پردازنده های مبتنی بر معماری پیچیده تر CISC معمولاً هر دستور را به مجموعه ای از ریز دستورهای دیگر تقسیم می کنند. معماری CISC می تواند جزئیات بیشتری را در یک دستور واحد یکپارچه کند که همین موضوع تا حد زیادی کارایی را افزایش می دهد. به عنوان مثال در معماری RISC ممکن است تنها یک یا دو دستور برای جمع زدن دو عدد وجود داشته باشد اما در معماری CISC این مقدار ۲۰ عدد است و برای هر نوع داده یا پارامترهای متنوع دیگر دستورات مختلفی استفاده می شود.

یکی از تفاوت های دیگر دو معماری در این است که در CISC بیشتر پیچیدگی به سمت سخت افزار باز می گردد اما RISC پیچیدگی را به سمت نرم افزار می برد. علاوه بر این اجرای فعالیت های موازی در CISC مشکل است اما RISC این کار را راحت تر کرده است. برای تعامل با حافظه هم CISC روش های پیچیده ای دارد اما در عوض در RISC روش ها محدود تر هستند.

در واقع می توان تفاوت های دو معماری را با ابزارهای ساخت یک خانه مقایسه کرد. در یک سیستم مبتنی بر RISC تنها چکش و اره در اختیار دارید اما در CISC انواع ابزارهای دریل، چکش و انبر و … پیش رویتان است. پس با CISC می توان کارهای متنوع تری انجام داد چرا که ابزارها تخصصی تر و قدرتمند تر هستند. با RISC هم می توان کارها را پیش برد اما از آنجایی که ابزارهای آن ضعیف تر و ابتدایی تر هستند، زمان بیشتری طول می کشد.

اما شاید این سوال براتیان مطرح شده باشد که اگر CISC قدرتمند تر است چرا بسیاری از تولیدکنندگان چیپ ها به معماری RISC تمایل بیشتری دارند؟ در جواب باید گفت که کارایی تنها عاملی نیست که باید به آن توجه کرد. اگر بخواهیم به مثال ساخت خانه باز گردیم باید بگوییم که آنهایی که CISC را انتخاب می کنند نیاز به کارگرهای بیشتر با تخصص های متنوع تر دارند و سازمان دهی و برنامه ریزی کل این مجموعه هم پیچیده تر است و هزینه بیشتری می طلبد. در حالی که با انتخاب RISC تمام کارگران می توانند با همان ابزارهای ساده کار کنند و نیاز به تخصص خاصی نیست. در نهایت خروجی هر دو یکسان خواهد بود؛ در حالی که فرایند ساخت کاملاً با هم متفاوت بوده است.

اما خارج از این مثال در دنیای واقعی باید بگوییم که یک برنامه نویس می تواند نرم افزار خود را برای پردازنده های مبتنی بر هر دو معماری ARM یا X86 تولید کند و این در حالی است که دستورالعمل ها در این دو معماری به کل با هم متفاوت هستند اما نتیجه خروجی در کل مشابه است.

 

 

نیاز به انرژی کمتر

دوباره به معماری ARM باز گردیم. اگر تمام این مواردی که به آنها اشاره کردیم را در کنار هم بگذارید متوجه می شوید که چرا ARM برای طراحان چیپست های موبایل تا این اندازه جذاب است. در واقع اصلی ترین دلیل، بهینه بودن این معماری است. در سیستم های کوچک یا موبایل، مصرف انرژی بهینه اهمیت بالاتری نسبت به کارایی دارد. طراحان سیستم های موبایل تقریباً در هر لحظه ای به این فکر هستند که چطور به قیمت از دست رفتن کمی از کارایی، مصرف انرژی را بهینه تر کنند.

تا زمانی که باتری دستگاه ها پیشرفت اساسی را تجربه کند، گرما و مصرف انرژی همچنان مهمترین فاکتور محدود کننده محصولات قابل حمل خواهند بود. دقیقاً به همین دلیل است که پردازنده های بزرگ سیستم های دسکتاپ به موبایل ها راه پیدا نمی کنند. برای مقایسه باید بگوییم پردازنده های رده بالای کامپیوترهای دسکتاپ تا ۲۰۰ وات مصرف انرژی دارند در حالی که یک پردازنده موبایل حداکثر ۲ تا ۳ وات انرژی مصرف می کند.

البته می توان پردازنده های X86 کم مصرف را هم طراحی کرد اما الگوی معماری CISC به گونه ای است که بیشتر به کار پردازنده های قدرتمند می آید. به همین دلیل است که به ندرت شاهد استفاده از پردازنده های ARM در کامپیوترهای دسکتاپ یا مجهز شدن موبایل ها به پردازنده های X86 هستیم.

 

 

معماری ناهمگون بیگ-لیتل

یکی دیگر از ویژگی های کلیدی ARM معماری محاسباتی ناهمگون big.LITTLE است. به لطف این قابلیت، دو مجموعه پردازنده در یک چیپ قرار می گیرند. یک مجموعه (یا به اصطلاح خوشه) ضعیف تر و کم مصرف تر هستند و پردازش های سبک تر را به عهده می گیرند در حالی که مجموعه قدرتمند تر وظایف سنگین تر را انجام می دهند. تعیین این که کدام وظیفه باید به کدام خوشه و کدام یک از هسته ها سپرده شود، به عهده چیپ است. اگر دستگاه بیکار باشد یا به انجام وظایف ابتدایی مشغول شود، هسته های کم مصرف تر (LITTLE) روشن شده و هسته های قدرتمند (big) خاموش می شوند. به گفته ARM این معماری می تواند تا ۷۵ درصد در مصرف انرژی صرفه جویی کند.

در مقابل در پردازنده های دسکتاپ در زمان کارهای سبک تنها مصرف برخی از اجزا کاهش می یابد و بعضی از بخش های پردازنده هیچ گاه خاموش نمی شوند. در نتیجه از آنجایی که معماری ARM امکان خاموش کردن کامل یک هسته را می دهد می توان گفت که از این نظر بر رقیب غلبه می کند.
.
.

راهکار ARM برای درآمد زایی: فروش مجوز و دوری از تولید

یکی از دلایل این که ARM بر بازار پردازنده های مبتنی بر RISC حکمرانی می کند رویکرد کسب و کار مبتنی بر صدور مجوز است. تولید چیپ ها به شدت مشکل و پیچیده است و به همین دلیل ARM به سراغ آن نمی رود. همین موضوع موجب می شود تمرکز بیشتری بر طراحی داشته باشد و با انعطاف پذیری بیشتر، بسته به نیاز سازندگان چیپ، مدل های دلخواه را برایشان طراحی کند.

لیست شرکت هایی که از معماری ARM استفاده می کنند بسیار طولانی است اما به طور خلاصه می توان از مهمترین آنها به اپل، انویدیا، سامسونگ، AMD، برادکام، فوجیتسو، آمازون، هواوی و کوالکام اشاره کرد.

در کنار شرکت هایی که از معماری ARM در چیپست های گوشی های هوشمند استفاده می کنند مایکروسافت هم تلاش کرده لپتاپ های سرفس و دیگر محصولات سبک وزن را به پردازنده هایی با این معماری مجهز کند. همچنین از مدت ها پیش شایعاتی مبنی بر پشتیبانی مک او اس از ARM به گوش می رسد. در این صورت شاید روزی برسد که لپتاپ ها از نظر مصرف انرژی به اندازه گوشی های هوشمند بهینه شوند.

ARM همچنین سال ها است که وعده کاهش مصرف انرژی در سرورها را می دهد. این موضوع به خصوص وقتی هزاران هزار سیستم سرور در کنار هم قرار می گیرند اهمیت دو چندان پیدا می کند.

ARM مجموعه ای از حقوق مالکیت فکری را نیز در اختیار دارد که می تواند از آنها در کنار معماری های متنوع خود استفاده کند. این موارد شامل معماری هایی در زمینه شتاب دهنده ها، کد گذارها و کد گشاها و … هستند که مشتریان می توانند بر اساس نیاز خود حق استفاده از آنها در محصولاتشان را خریداری کنند.

 

 

همه چیز روی یک چیپ

در کنار کسب و کارهایی که به آن اشاره کردیم ARM همچنین فعالیت های خود را به حوزه «سیستم روی یک چیپ» یا SoC هم گسترش داده است. به مرور بازار حوزه پردازش موبایل از نظر فضا و مصرف انرژی با محدودیت های بیشتری روبرو شده و SoC راه حل غلبه بر این مشکل است.

SoC همان طور که از نامش هم مشخص است اجزای مختلف را روی یک چیپ در کنار هم ترکیب کرده تا کارایی بهبود یابد. به عنوان مقایسه، تصور کنید تمامی اجزای یک مادربرد کامپیوتر دسکتاپ روی یک چیپ واحد جمع شوند و یک SoC را تشکیل دهند. یک SoC شامل پردازنده، رم، پردازشگر گرافیکی، کنترل کننده های تجهیزات جانبی، برخی شتاب دهنده ها و بخش های مربوط به شبکه و مدیریت انرژی است. تا پیش از ارائه راهکار SOC تولید کنندگان مجبور بودند برای هر کدام از کاربردها یک چیپ جداگانه طراحی کنند.

SoC همچنین موجب شده ارتباط بین تمامی این اجزا بین ۱۰ تا ۱۰۰ برابر سریع تر شود و مصرف انرژی هم بین ۱۰ تا ۱۰۰ برابر کاهش یابد.

با این حال SoC ها برای برخی از سیستم های خاص مناسب نیستند. به طور معمول این چیپست ها در لپ تاپ های معمول یا کامپیوترهای دسکتاپ دیده نمی شوند. زیرا تعداد اجزایی که می توانند روی یک چیپ در کنار هم قرار بگیرند محدود هستند. به عنوان مثال نمی توان کارت گرافیک های مستقل، مقدار کافی از رم یا تمامی بخش های کنترل کننده اتصالات متعدد یک لپ تاپ را در یک چیپ قرار داد.

منبع: digiato.com

اینتل قدرتمندترین سیستم تحقیقاتی نورومورفیک را معرفی کرد

اینتل سیستم تحقیقاتی نورومورفیک جدیدی معرفی کرده که ظرفیتش ۱۰۰ میلیون نورون و متشکل از ۷۶۸ تراشه‌های نورومورفیک Loihi است.

اینتل جدیدترین و قدرتمندترین سیستم تحقیقاتی نورومورفیک (عصب‌گون) خود، Pohoiki Springs را معرفی کرد. این شرکت ظرفیت سیستم تحقیقاتی نورومورفیک یادشده را تا ۱۰۰ میلیون نورون افزایش داده است. Pohoiki Springs سیستم پایگاه داده‌ی نصب‌شده روی قفسه و متشکل از ۷۶۸ تراشه‌ی تحقیقاتی نورومورفیک Loihi است که در یک‌جا و درون شاسی به‌مراتب بزرگ‌تر از شاسی استاندارد سرور قرار گرفته‌‌اند. Pohoiki Springs بسیار بزرگ‌تر از سیستم نورومورفیک پیشین اینتل، یعنی Kapoho Bay است که با داشتن دو تراشه‌ی Loihi، از ۲۶۲ هزار نورون دیجیتال بهره می‌برد.

تراشه‌های نورومورفیک درقیاس‌با سایر پردازنده‌های تیم آبی بسیار متفاوت هستند و برای تقلید از مغز انسان طراحی شده‌‌اند. چنین امکانی با پایه‌سازی تراشه‌ها برمبنای عصب‌شناسی محقق شده است. به‌جای تکانه‌های عصبی (Nerve impulse) که شوک‌های الکتریکی ارسال‌شده به مغز هستند، تراشه‌های نورومورفیک اینتل تغییرات منحصر به خودشان را دارند که تیر (Spike) نامیده می‌شود. طراحی این تراشه‌ها به‌عنوان مقلدی از مغز انسان سبب شده است آن‌ها داده‌های پردازش‌نشده یا نویزدار را به‌صورت بی‌درنگی اجرا کنند؛ ولی برای پردازنده‌های معمولی اجرای چنین داده‌هایی بسیار وقت‌گیر است.

سیستم‌های تحقیقاتی نورومورفیک در درجه‌ی اول در پایگاه‌های داده استفاده قرار می‌شوند؛ یعنی پلتفرم‌هایی که برای ایجاد تغییر در تفاوت‌ها طراحی شده‌اند و برای مثال محدودیت‌ها و مشکلات را رفع می‌کنند. مشکلات یادشده می‌تواند وظایف ساده‌ای همچون برنامه‌ریزی برای تحویل بسته یا مشکلات پیچیده‌ای مانند تخصیص سبد سهام یا کاهش ریسک نرخ بازگشت سرمایه باشد.

باتوجه‌به اینکه اینتل ظرفیت سیستم نورومورفیک را افزایش داده و تعداد تراشه‌های مجتمع Loihi را از ۲ به ۷۶۸ رسانده است، سیستم‌های این شرکت امکان یافته‌اند مشکلات پیچیده‌تر را بهتر حل کنند. درکنار افزایش قدرت پردازشی، سیستم جدید تیم آبی فقط ۵۰۰ وات توان مصرفی دارد که برای ۷۶۸ تراشه‌ی پردازشی Loihi بسیار پربازده است.

سیستم جدید نورومورفیک می‌تواند در یادگیری عمیق هوش مصنوعی کاربرد داشته باشد و نه‌تنها اطلاعات را سریع‌تر پردازش کند؛ بلکه بخش‌های مختلفی از اطلاعاتی را محاسبه کند که در آن لحظه موردنیاز انسان است. درحالی‌که برای به‌روزرسانی سیستم نورومورفیک اینتل، تنها ۷۶۸ تراشه‌ی Loihi اضافه شده، از نظر تئوری، عملکرد مغز انسان تقریبا برابر با ۶۵۰ هزار تراشه‌ی Loihi است. درحال‌حاضر، سیستم جدید نورومورفیک نمی‌تواند با مغز انسان رقابت کند؛ ولی به‌روزرسانی‌های گسترده‌ی اینتل نشان می‌دهد در آینده، ممکن است سیستم‌های نورومورفیک بیش‌ازپیش رشد کنند.

منبع: zoomit.ir