نوشته‌ها

شکست انسان از هوش مصنوعی در تست ارزیابی شخصیت بر اساس تصویر

هوش مصنوعی در سال‌های اخیر پیشرفت‌های زیادی داشته و توانسته در برخی زمینه‌ها انسان را شکست دهد. اخیرا تحقیق جدیدی صورت گرفته که در آن هوش‌مصنوعی ویژگی‌های شخصیتی را توسط تصاویر سلفی تشخیص می‌دهد. هوش‌مصنوعی توانسته در این حوزه عملکرد بهتری نسبت به انسان از خود نشان دهد.

این تحقیق در روسیه صورت گرفته و محققان در این کشور توانسته‌اند هوش‌مصنوعی توسعه دهند که کارایی بهتری نسبت به انسان و دستگاه‌های دیگر داشته باشد. این هوش مصنوعی تصاویر سلفی را بر اساس ویژگی‌های شخصیتی شامل برونگرایی، عصبانیت، توافق‌پذیری، پذیرای تجارب جدید بودن و وجدان قضاوت کرده است.

تیم توسعه‌دهنده این هوش مصنوعی متوجه شد که الگوریتم با تجزیه و تحلیل تصاویر سلفی مختلف از یک شخص، قضاوت‌های شخصیتی پایدار ارائه می‌دهد. این هوش مصنوعی در زمان ارزیابی تصاویر سلفی زنان عملکرد بهتری در مقایسه با مردان داشت و به بهترین نحو می‌توانست وجدان افراد را در مقایسه با سایر خصوصیات شخصیتی قضاوت کند.

محققان دقت این هوش‌مصنوعی را بالاتر از حد متوسط توصیف می‌کنند، البته نتایج آن بهتر از انسان‌ها در هنگام مواجه با افراد ناشناس است. در این تحقیق ۳۱ هزار عکس سلفی از ۱۲ هزار داوطلب مورد بررسی قرار گرفته و افراد علاوه بر تصاویر سلفی، پرسشنامه شخصیتی را نیز پر کردند.

پتانسیل‌های بالایی برای هوش مصنوعی که قادر به تشخیص ویژگی‌های شخصیتی بر اساس چهره افراد است، وجود دارد. محققان به این موضوع اشاره کرده‌اند که از آن می‌توان برای تبلیغات استفاده کرد. شرکت‌ها می‌توانند با ارزیابی چهره، شخصیت افراد را تشخیص دهند و مشتریان را با محصولات خود هدف بگیرند.

منبع: digiato.com

پیش‌بینی عجیب ایلان ماسک: مردم از ۱۰ سال دیگر نیازی به حرف زدن ندارند

ایلان ماسک به تازگی در قسمتی از پادکست «The Joe Rogan Experience» به این موضوع اشاره کرده که انسان‌ها از ۵ یا ۱۰ سال آینده، به صورت غیرکلامی با هم ارتباط برقرار می‌کنند و دیگر با یکدیگر صحبت نخواهند کرد.

طی این مصاحبه، ایلان ماسک درباره موارد مختلفی صحبت کرد که به عنوان مثال می‌توان به دستگاه‌های کاشتنی مغز و همچنین مشکلات مربوط به امنیت خانه‌ها اشاره کرد. زمانی که نوبت به توانایی ارتباط برقرار کردن انسان‌ها با یکدیگر رسید، ماسک پیش‌بینی کرد که انسان‌ها از ۱۰ سال دیگر نیازی به صحبت کردن نخواهند داشت. مدیرعامل تسلا در این پادکست گفت:

«روزی در آینده می‌توانید ذهن یکدیگر را بخوانید و به صورت غیرکلامی با یکدیگر ارتباط برقرار کنید، بدون اینکه از دهان استفاده کنید.»

ماسک تنها در رابطه با گفتگو، ایمیل و پیام‌ها صحبت نکرد، بلکه سیستمی از همزیستی میان انسان و هوش مصنوعی را مدنظر دارد که توسط آن امکان تبادل نظرات و ایده‌ها بدون کلمات وجود دارد. مدیرعامل اسپیس ایکس درباره نظریه خود اعلام کرد:

«مغز ما تلاش زیادی می‌کند تا مفاهیم پیچیده را درون کلمات فشرده کند و اطلاعات زیادی در این بین نابود می‌شوند. زمانی که این کلمات را می‌گویید، آن‌ها تفسیر و ترجمه می‌شوند و سپس درون گوش فرد مقابل از حالت فشرده خارج می‌شوند.»

به اعتقاد ماسک، برای ارتباط سریع‌تر و دقیق‌تر می‌توان انسان را با ماشین ادغام کرد و همچنین فشرده‌سازی ایده‌ها توسط کلمات می‌تواند ارتباط برقرار کردن را تبدیل به امری سخت کند. بنابراین ارتباط غیرکلامی می‌تواند باعث ارتباط بهتر میان افراد شود. به گفته ماسک، انسان تا حدودی سایبورگ محسوب می‌شود، چرا که گوشی هوشمند، لپ‌تاپ و دستگاه‌های الکترونیکی دارد.

شرکت «نورولینک» که توسط ایلان ماسک مدیریت می‌شود، در حال کار روی ایمپلنت مغز است که می‌تواند به صورت مستقیم با مغز بیمار ارتباط داشته باشد تا آسیب‌های مغزی را درمان کند. شاید نزدیک به یکسال دیگر نورولینک به خواسته خود دست پیدا کند. باید منتظر ماند و دید پیش‌بینی ماسک مبنی بر حذف ارتباطات کلامی میان انسان‌ها طی ۵ تا ۱۰ سال آینده محقق می‌شود یا خیر.

منبع: digiato.com

رابط مغز و رایانه؛ عصای دست معلولان یا مقدمه‌ای برای دستکاری شخصیت؟

فناوری در سال‌های اخیر پیشرفت شگفت‌انگیزی داشته که اگرچه باعث شده زندگی ما بسیار راحت‌تر از گذشته شود، اما باعث ایجاد نگرانی‌هایی نیز شده که یکی از مهم‌ترین آن‌ها، واسط مغز و رایانه (BCI) است. این واسط می‌تواند سیگنال‌های مغز را بخواند و از آن‌ها برای کارهای خاصی استفاده کند که نگرانی‌های زیادی در میان دانشمندان و فعالان حوزه فناوری ایجاد کرده است.

در طبقه دهم یکی از ساختمان‌های دانشگاه کلمبیا، افرادی با الکترودهایی که روی سر خود دارند، توسط یک هدست واقعیت مجازی رانندگی با خودرو را تجربه می‌کنند. در میدان دید این افراد پیانوها و قایق‌های بادبانی به نمایش گذاشته می‌شوند که توجه آن‌ها را در پی دارد.

این تحقیق توسط «پاول ساجدا»، مدیر آزمایشگاه تصویربرداری هوشمند و محاسبات عصبی دانشگاه کلمبیا سرپرستی می‌شود و فعالیت مغز افراد از طریق فناوری الکتروانسفالوگرافی (EEG) را بررسی می‌کند. در این تحقیق هدست واقعیت مجازی حرکات چشم کاربران را ردیابی می‌کند تا محل نگاه کردن افراد را متوجه شود. این اطلاعات توسط یک کامپیوتر که مستقیما با امواج مغز در ارتباط است با نام واسط مغز و رایانه (BCI) پردازش می‌شود.

 

 

واسط مغز و رایانه چه کاربردی دارد؟

در آزمایش دانشگاه کلمبیا هدف از جمع‌آوری اطلاعات مغز، آموزش هوش مصنوعی در خودروهای خودران است، بنابراین آن‌ها متوجه این موضوع می‌شوند که راننده چه زمانی به اطراف یا سوژه‌ای خاص توجه می‌کند. واسط مغز و رایانه در زمینه‌های زیادی کاربرد دارد که برای مثال می‌توان به مدیریت پهپادها توسط سربازان در آژانس پروژه‌های پژوهشی پیشرفته دفاعی ایالات متحده آمریکا (دارپا) و نظارت روی دانش آموزان در مدارس چین اشاره کرد.

 وضع قوانین برای استفاده از واسط مغز و رایانه هستند

این دستگاه‌ها همچنین در صنایع پزشکی نیز مورد استفاده قرار می‌گیرند مانند نسخه‌هایی از آن که برای افراد معلول این امکان را فراهم می‌کند که توسط ذهن خود، با تبلت کار کنند یا اینکه می‌تواند به بیماران مبتلا به صرع پیش از تشنج هشدار دهد. در ژوئیه ۲۰۱۹ مدیرعامل تسلا عملکرد «نورولینک» را به نمایش گذاشت که می‌تواند واسط مغز و رایانه را در مغز افراد قرار دهد تا امکان همزیستی با هوش مصنوعی فراهم شود.

برخی کارشناسان به علت عدم شفافیت در عملکرد این دستگاه‌ها، چندان به آن‌ها اعتماد ندارند. سوال مهم در این زمینه، ادعاهای بدون تایید شرکت‌ها و همچنین نحوه تاثیر آن‌ها روی کاربران است. این موارد باعث شده برخی افراد به دنبال ایجاد قانونی برای محافظت از افراد در برابر با آینده‌ای باشد که می‌توان از اطلاعات مغزی برای موارد تجاری استفاده کرد.

 

دانشمندان به دنبال وضع قوانین برای استفاده از واسط مغز و رایانه هستند

به گفته «دیوید وینیکوف»، تحلیلگر ارشد در زمینه فناوری‌های همگرا در سازمان همکاری و توسعه اقتصادی در پاریس، هر قدم در پیشرفت واسط مغز و رایانه نگرانی‌ها اخلاقی، قانونی و اجتماعی به وجود می‌آورد. وینکوف اعلام کرده:

«این واسط‌ها نگرانی‌های زیادی در رابطه با حریم شخصی کاربران ایجاد کرده‌اند. این فناوری پتانسیل آن را دارد که احساسات یا هویت یک فرد را تغییر دهد که این موضوع سوالاتی در رابطه با استقلال و خودمختاری یا ظرفیت برای هدایت زندگی یک شخص ایجاد کرده است.»

مغز ما برای هر فکر، احساس یا حرکتی سیگنال‌های الکتریکی ایجاد می‌کند و BCI برای خواندن این سیگنال‌ها توسعه پیدا کرده که برخی مواقع برای این کار از EEG و الکترودهایی روی سر استفاده می‌شود. برای این کار اغلب از ۱۶ تا ۶۴ الکترود استفاده می‌شود، البته برخی مدل‌ها ۲۵۶ الکترود دارند. نورولینک قصد دارد در این زمینه عملکرد تهاجمی‌تری داشته باشد و از ۳۰۷۲ رشته فلزی نازک روی مغز افراد استفاده کند.

واسط مغز و رایانه سیگنال‌های مغز را می‌خواند و از اطلاعات آن برای انجام وظایفی مانند نوشتن متن یا کنترل پهپاد توسط کامپیوتر یا ماشین استفاده می‌کند. با وجود اینکه هم اکنون کاربرد BCI بسیار محدود است، ساجدا به این موضوع اشاره می‌کند که هنوز سوالات زیادی در رابطه با نحوه کار مغز انسان وجود دارد.

دانشمندان از دهه ۷۰ میلادی در حال کار روی واسط مغز و رایانه برای اهداف پزشکی هستند، اما از سال ۲۰۰۷ این فناوری وارد بخش مصرفی شد. با پیشرفت در فناوری BCI و ظهور گوشی‌های هوشمند، نسخه‌های مصرفی آن‌ها و سایر فناوری‌ها که با مغز ارتباط برقرار می‌کنند، بسیار رایج شدند. برای مثال شرکت «نورواسکای» که در زمینه فروش اپلیکیشن‌های موبایل و پوشیدنی‌ها فعالیت دارد، سنسورهای مغز را بازاریابی می‌کند که به مردم اجازه می‌دهد که اطلاعات مناسبی را وارد اپلیکیشن‌های موبایل کنند.

«Thync» یکی دیگر از شرکت‌های فعال در حوزه فناوری‌های پوشیدنی محسوب می‌شود که ادعا می‌کند اپلیکیشن‌های BCI می‌توانند احساسات کاربر را تغییر دهند. برای مثال می‌توان آن‌ها به را خواب ترغیب کرد یا حتی مشکل پوستی آن‌ها با نام «پسوریازیس» را نیز درمان کرد. «Emotiv» شرکت دیگری بوده که هدست‌ EEG قابل حمل با قیمت ۷۰۰ دلار به فروش می‌رساند که توسط آن می‌توان اطلاعات مغز را برای آزمایش‌ها جمع آوری کرد. بسیاری از این محصولات مجوز دریافت نکرده‌اند و توسط سازمان مربوطه مورد بررسی قرار نگرفته‌اند.

 

 

قوانین مشخصی برای واسط مغز و رایانه وجود دارد؟

سازمان غذا و داروی ایالات متحده آمریکا (FDA) که برای دستگاه‌های پزشکی شامل BCI مجوز صادر می‌کند تنها برخی از آن‌ها را مورد تایید قرار داده، در حالی که تعداد بالایی از آن‌ها از نظر فنی جزو دستگاه‌های پزشکی دسته‌بندی نمی‌شوند و به صورت مستقیم در بازار به فروش می‌رسند. برای مثال در سال ۲۰۱۵ FDA دستگاه توسعه یافته توسط Thync را به عنوان یک دستگاه پزشکی تایید نکرد. FDA درباره واسط مغز و رایانه‌ که توسط آزمایشگاه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد، دستورالعمل دارد اما برای نمونه‌هایی که در بازار به فروش می‌رسند دستورالعمل مشخصی وجود ندارد.

 

تحریک جریان مستقیم درون‌ جمجمه‌ای می‌تواند عملکرد افراد را افزایش دهد

به گفته ساجدا، این شکاف‌های نظارتی نگرانی‌های زیادی ایجاد کرده. برای مثال یکی از روش‌های درمان توسط BCI، تحریک بخش‌های خاصی از مغز برای بهبود عملکردهای مخصوصی شامل حافظه، زبان یا دقت است. این نوع از واسط‌های مغز و رایانه از تکنیکی به نام تحریک جریان مستقیم درون‌ جمجمه‌ای (tDCS) استفاده می‌کنند و می‌تواند حرکت فیزیکی و زمان واکنش را تقویت کند. با این وجود، ابهاماتی درباره مزایای این روش وجود دارد.

با این وجود، برخی مانند نیروی دریایی آمریکا و بازیکنان تیم بسکتبال «گلدن استیت واریرز» در حال آزمایش تحریک جریان مستقیم درون ‌جمجمه‌ای برای بهبود عملکرد خود هستند. علاوه بر این، نمونه‌های خانگی این دستگاه‌ها نیز در حال تولید هستند تا توسط آن‌ها بتوان عملکردهای مختلف را بهبود داد یا حتی افسردگی را درمان کرد. تمام این موارد می‌توانند برای افراد عوارض ایجاد کنند و به مغز آسیب بزنند.

ایلان ماسک ادعاهای عجیب‌تری در رابطه با واسط مغز و رایانه دارد که آن، ترکیب آن با هوش مصنوعی است که البته هنوز نمونه مشخصی از آن توسط نورولینک معرفی نشده و اطلاعی از نحوه عملکرد آن نداریم.

پژوهشگر ارشد آزمایشگاه اخلاق و سیاست دانشگاه ETH در زوریخ سوئیس، «مارچلو اینکا» هشدار داده که اگر شرکت‌ها ادعاهای اغراق آمیز مطرح کنند، افراد ترغیب می‌شوند که در آزمایش‌ها شرکت کنند و دنبال نتایج غیر واقعی باشند، بنابراین باید آزمایش‌های انسانی توسط کمیته‌ای مورد تایید قرار بگیرند و پیش از حضور شرکت‌کنندگان، مزایا و خطرات آن‌ها بررسی شوند.

برخی شرکت‌ها و دانشمندان در حال توسعه واسط مغز و رایانه هستند و برخی نیز به دنبال ایجاد یک چارچوب قانونی برای جلوگیری از سوءاستفاده از اطلاعات مغز هستند. نظارت روی فعالیت مغز توسط BCI، اطلاعات زیادی تولید می‌کند که از آن‌ها می‌توان برای اهداف مختلفی از تبلیغات گرفته تا کمپین‌های سیاسی استفاده کرد. به عنوان مثال آزمایش تیم ساجدا به دنبال اطلاع از این موضوع است که افراد روی چه مواردی در محیط اطراف خود تمرکز می‌کنند که می‌توان از آن برای بهبود تبلیغات استفاده کرد.

برای رفع این نگرانی‌ها، اینکا یک رویکرد قانونی با نام «حقوق ذهن» را پیشنهاد داده. این چارچوب قانونی درباره جمع‌آوری اطلاعات، استفاده و همچنین محافظت از آن‌ها اطمینان حاصل می‌کند. اینکا مقاله‌ای در این زمینه در سال ۲۰۱۷ منتشر کرد و که در آن به حقوق جدید که می‌تواند در دهه‌های آینده به قوانین اضافه شوند شامل حق آزادی شناختی، حق داشتن حریم ذهنی، حق تمامیت ذهنی و حق دوام روانشناسی، اشاره داشت. به اعتقاد اینکا، این موارد می‌توانند مانع از سوءاستفاده از اطلاعات مغز شوند.

 

احتمال تغییر شخصیت افراد توسط واسط مغز و رایانه وجود دارد

در حال حاضر شرکت‌های فناوری به علت سرویس‌های خود می‌توانند به برخی اطلاعات حساس کاربران دسترسی پیدا کنند و اطلاعات مغز این موارد را افزایش می‌دهند. اکثر برنامه‌های واسط مغز و رایانه به پذیرش شرایط استفاده از سرویس توسط کاربران وابسته هستند که البته افراد کمی آن‌ها را می‌خوانند.

با پیشرفت در حوزه BCI، نیاز به شفافیت قانونی افزایش پیدا می‌کند. فناوری شاید بتواند در نحوه عملکرد مغز افراد تغییر ایجاد کند یا آنطور که برخی تحقیقات نشان داده‌اند، توسط آن می‌توان هویت خود را درک کرد. برای مثال مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۹ روی ۶ بیمار مبتلا به صرع انجام شد تا مشخص شود مغز آن‌ها چگونه به BCI واکنش نشان می‌دهد و این واسط درون مغز آن‌ها برای هشدار تشنج کاشته شد. برخی از افراد پس از این کار احساس قدرت کردند، اما تعدادی روی مشکل خود تاکید بیشتری داشتند. یکی از آن‌ها پس از کاشت این واسط گفته بود که همیشه احساس بیماری می‌کند و حس متفاوت بودن نسبت به دیگران دارد. در حقیقت این فرد پس از کاشت واسط تبدیل به فرد دیگری شد.

برای رفع نگرانی‌ها در این زمینه نیاز به قانون داریم. به نظر می‌رسد FDA به دنبال قوانینی برای واسط‌های مغز و رایانه است، اما هنوز نمی‌دانیم چگونه به مشکلاتی که در تحقیق‌های قبلی ایجاد شده، توجه می‌شود. بسیاری به دنبال حفاظت از اطلاعات مغز هستند و از هر روشی برای این کار بهره می‌برند که برای مثال می‌توان به مسائل اخلاقی اشاره کرد. در گذشته شاهد چنین موضوعی برای دستکاری ژنتیکی بودیم که در نهایت در سال ۲۰۰۳، قوانینی برای آن وضع شد که روی جمع‌آوری و دستکاری اطلاعات ژنتیکی انسان‌ها نظارت دارد. به نظر می‌رسد باید منتظر چنین رویه‌ای برای BCI نیز باشیم.

منبع: digiato.com

فناوری خوانش مغز‌، ابزاری که می‌تواند به کابوس امنیت تبدیل شود

تصور کنید کسی بتواند با قراردادن یک کلاه روی سر شما افکار و احساسات شما را بخواند یا حتی آن‌ها را تغییر داده یا پاک کند؛ چنین فناوری در صورت به‌وجود آمدن می‌تواند نگرانی‌های امنیتی جدی با خود به‌همراه بیاورد.

فناوری این اجازه را به ما می‌دهد که احساسات و افکارمان را به شکل دیجیتال و قابل اشتراک‌گذاری تبدیل کنیم. رابط مغز و رایانه این امکان را فراهم می‌کند که مغزمان را به‌صورت محدود به رایانه متصل کنیم، اما برخی از شرکت‌ها همچون فیسبوک و دیگر استارتاپ‌ها در تلاشند تا این را تبدیل به کاری عادی کنند.

اگر شما هم نگران هستید که این فناوری بتواند ذهن، ترس‌ها و رازهای شما را بخواند و آن را در دسترس دیگران قرار دهد، دست نگه‌دارید، جای نگرانی نیست، حداقل فعلا!

رابط‌های مغز و رایانه (Brain computer interfaces – BCI) هنوز آن‌قدر پیشرفته نشده‌اند که بتوانند اطلاعات جزیی از مغز شما استخراج کنند.توانایی این فناوری در حال حاضر این است که تشخیص دهند شما کدام عضله خود را می‌خواهید تکان دهید یا از نظر عاطفی چه وضعیتی دارید. اما همان‌طور که می‌دانید رشد فناوری باعث می‌شود روش‌ها و الگوریتم‌های هوش مصنوعی پیچیده‌تر شوند و سخت‌افزارها قدرتمندتر، بنابراین شاید رسیدن به دقت بالاتر چندان هم دور نباشد.

در حال حاضر دو روش برای برقراری این اتصال بین مغز و رایانه وجود دارد. روش تهاجمی (به روش‌هایی گفته می‌شود که در آن بخشی از بدن مورد جراحی قرار می‌گیرد) و غیرتهاجمی.

روش غیرتهاجمی سیگنال‌های مغزی را از روی پوست مغز می‌خوانند. به‌طور معمول از حسگر‌های EEG استفاده می‌شود که توسط متخصصان مغز و اعصاب نیز برای خواندن تکانه‌های الکتریکی در تشخیص بیماری صرع مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این روش می‌توان اطلاعات یا همان سیگنال‌های الکتریکی را از طریق تحریک الکترومغناطیسی از رایانه به مغز منتقل کنند که البته این کار هنوز در اولیه‌ترین مراحل تحقیق است.

در روش تهاجمی اما اتصال مستقیمی بین مغز و الکترود برقرار می‌شود. از این روش تاکنون در افراد دارای معلولیت برای به‌کارگیری اعضای مصنوعی جایگزین اعضای از دست‌رفته استفاده شده است. مثلا حرکت دادن دست رباتیک یا به‌دست آوردن حس‌های از دست‌رفته همچون شنوایی یا بینایی با استفاده از حسگرهای الکترونیکی.

همان‌طور که حتما به‌نظر شما هم رسیده روش تهاجمی پرخطرتر است. جراحی همیشه پرخطر است به‌خصوص وقتی به بافت‌های مغز مربوط شود. پس با وجود این خطر بالقوه، چرا باید از چنین روشی استفاده شود و اصلا چرا استفاده از جراحی برای اتصال به مغز مطرح می‌شود؟ خب واضح است! مثل همیشه با یک بده‌بستان طرف هستیم، دسترسی مستقیم به قشر خاکستری مغز کار دریافت و رمزگشایی سیگنال‌های مغزی را نسبت به دریافت آن‌ها از روی پوست و اسکلت سر بسیار آسان‌تر می‌کند.

در استفاده از روش غیرتهاجمی، نیاز داریم تا میلیون‌ها نورون به‌صورت هم‌زمان با هم عمل کنند تا سیگنالی تولید شود که توسط حسگرهای EEG از روی پوست سر قابل دریافت و اندازه‌گیزی باشد، که البته بسیار خام است.

دالی، ارائه‌دهنده در دانشگاه مدرسه علوم کامپیوتر و مهندسی الکترونیک اسکس (Essex’s School of Computer Science and Electronic Engineering) این روش را این‌گونه توصیف می‌کند:

[استفاده از روش غیرتهاجمی] مانند این است که بیرون استادیوم فوتبال بنشینید و سعی کنید از روی صدای تشویق و هیجان تماشاگران تشخیص بدهید چه اتفاقی در بازی می‌افتد. البته تصویر کلی از آن‌چه رخ می‌دهد به شما می‌دهد ولی بسیار دشوار است بتوان اطلاعات دقیق از آن به دست آورد.

اما در روش تهاجمی، حسگر به‌طور کامل با نورون در تماس است، بنابراین کافی است تنها با چندصد نورون ارتباط برقرار شود. به این ترتیب سیگنال دریافت شده به اندازه کافی شفاف هست که بتوان متوجه شد حاوی چه پیامی است.

یان بورخارت (Ian Burkhart) مردی که از ناحیه پا فلج بوده توانسته کنترل آن را با استفاده از یک نورواسلیو (neurosleeve) و نرم‌افزار که توسط شرکت آمریکایی بتلی (Battelle) فعال دراین‌زمینه به دست آورد. به‌صورت معمولی تصور بر این بود که حرکت دادن یک پا نیازمند فعالیت هزارها نورون است. اما آقای بورخارف توانست پس از تمرین، پای خود را تنها با استفاده از این سیستم و چندده نورون حرکت دهد.

گواراو شارما، محقق دانشمند ارشد بتلی درباره این سیستم می‌گوید:

مغز ما ۹۸ میلیارد نورون دارد، قشر موتوری با ۱/۲ میلیارد نورون مسئول حرکت دادن پاها و دست‌های ماست و ما تنها با ۱۰۰ عدد از آن‌ها در تماس هستیم.

تا امروز بیشترین استفاده از روش‌های تهاجمی برای برگرداندن قدرت حرکت دادن بدن در افرادی که دارای معلولیت هستند بوده است. برای این افراد خطرهای ممکن در عمل جراحی نسبت به چیزی که می‌توانند به دست بیاورند قابل قبول بوده است.

 به همین ترتیب برای کاربردهای فناورانه کوتاه یا میان مدت هم روش‌های غیرتهاجمی مورد توجه بوده است.

باوجود اینکه سامانه‌های غیرتهاجمی دقت پایین‌تری نسبت به روش‌های تهاجمی دارند، فناوری‌های جدید راه‌های نویی برای کمک به محققین در ارتقا این روش‌ها به ارمغان آورده‌اند. یکی از این روش‌ها استفاده از یادگیری ماشین برای تشخیص نویز از پیام‌های اصلی در سیگنال‌های اندازه‌گیری شده در روش غیرتهاجمی است. به این ترتیب انتظار می‌رود این روش‌ها در آینده دقت بالاتری داشته باشند.

همانند این بهبودهای نرم‌افزاری، روش‌های جدید پایش نیز در سامانه‌های ارتباطی مغز و رایانه در حال گسترش هستند. تمرکز اصلی روی دو روش اصلی استفاده از فراصوت و تحریک جریان_مستقیم فراجمجمه است که ممکن است راه‌های جدیدی برای خوانش سیگنال‌های مغزی فراهم آوردند.

برخی نیز معتقدند روش‌های غیرتهاجمی می‌توانند به دقت روش‌های تهاجمی برسند – حداقل در مورد قشر موتوری مغز.

برای مثال در Labs CTRL واقع در نیویورک حسگرهای (EMG electromyography) را برای خواندن سیگنال‌های ماهیچه‌های اسکلتی که در علم تشخیص‌های مغز و اعصاب هم برای تشخیص کارایی ماهیچه‌های پا و سایر نقاط استفاده می‌شود به‌کار گرفته شده است. این شرکت یک دستبند ساخته که پالس‌های الکتریکی (سیگنال‌هایی که به‌عنوان عمل‌های بالقوه شناخته می‌شوند) راهی شده در نورن‌ها به سمت ماهیچه‌ها را اندازه‌گیری می‌کند و آن‌ها را در نرم‌افزار مدل می‌کند. وقتی شما دست خود را حرکت دهید مچ‌بند می‌تواند آن حرکت را به جهت، قدرت و نوعش ترجمه کند. شرکت CTRL Labs پیش‌تر توسط فیسبوک خریداری شده است.

آدام برنزویگ (Adam Berenzweig) رئیس تحقیق و توسعه CTRL Labs دراین‌باره به ZDNet گفته است:

اگر کاری که می‌خواهید بکنید کنترل [ماهیچه‌ها] است می‌توانید سیگنال‌ها را از طریق روش غیرتهاجمی به‌سادگی دریافت کنید. سیگنالی که می‌خوهید روی سطح پوست فراهم است و می‌توان بسیار بیشتر از آن را هم با EMG گرفت. دریافت در این ناحیه آسان‌تر از کرتکس است چراکه آنجا نورون‌های بسیار دیگری نیز وجود دارد که باعث ایجاد برهم‌نهی سیگنال‌ها می‌شوند.

بنابراین اگر هدف دریافت حرکت‌های افراد باشد سامانه‌های غیرتهاجمی همچنین روش‌های خوبی بران این‌کار هستند.

بااین‌حال نمی‌توان گفت روش‌های تهاجمی بدون استفاده هستند. در بسیاری از موارد مانند مانند ضایعات نخاعی یا مشکلاتی عصبی همچون پارکینسون روش‌های تهاجمی همچنان بهترین گزینه برای استفاده هستند.

چون خواندن و دریافت سیگنال‌های مورد نظر در روش غیرتهاجمی نیازمند اتصال الکترودها با پوست سر هستند، پس چندان دور از ذهن نیست که افکار دیگر فرد نیز به‌صورت اتفاقی یا عمدی خوانده شود. اگرچه همچنان به‌علت نیاز به تماس فیزیکی این الکترودها به سر این خوانش ناخواسته افکار از راه دور یا بدون امکان توقف نیست.

و اگر به هر دلیل این افکار به‌صورت ناخواسته توسط نرم‌افزار خوانده و ذخیره شود، باید اطمینان حاصل کرد که آن‌ها با حفظ نکات امنیتی ذخیره و انتقال داده می‌شود، اما چه تضمینی وجود دارد این امنیت قابل رسوخ نباشد؟

دسترسی به اطلاعات شخصی توسط دیگران همیشه ناخوشایند است، چه برسد که این اطلاعات افکار و خاطرات فرد باشد و شخص ثالث بتواند با خواندن آن‌ها به الگوهای فکری و وضعیت روحی عاطفی دیگری دست پیدا کند!