ارزیابی شخصیت توسط هوش مصنوعی

شکست انسان از هوش مصنوعی در تست ارزیابی شخصیت بر اساس تصویر

هوش مصنوعی در سال‌های اخیر پیشرفت‌های زیادی داشته و توانسته در برخی زمینه‌ها انسان را شکست دهد. اخیرا تحقیق جدیدی صورت گرفته که در آن هوش‌مصنوعی ویژگی‌های شخصیتی را توسط تصاویر سلفی تشخیص می‌دهد. هوش‌مصنوعی توانسته در این حوزه عملکرد بهتری نسبت به انسان از خود نشان دهد.

این تحقیق در روسیه صورت گرفته و محققان در این کشور توانسته‌اند هوش‌مصنوعی توسعه دهند که کارایی بهتری نسبت به انسان و دستگاه‌های دیگر داشته باشد. این هوش مصنوعی تصاویر سلفی را بر اساس ویژگی‌های شخصیتی شامل برونگرایی، عصبانیت، توافق‌پذیری، پذیرای تجارب جدید بودن و وجدان قضاوت کرده است.

تیم توسعه‌دهنده این هوش مصنوعی متوجه شد که الگوریتم با تجزیه و تحلیل تصاویر سلفی مختلف از یک شخص، قضاوت‌های شخصیتی پایدار ارائه می‌دهد. این هوش مصنوعی در زمان ارزیابی تصاویر سلفی زنان عملکرد بهتری در مقایسه با مردان داشت و به بهترین نحو می‌توانست وجدان افراد را در مقایسه با سایر خصوصیات شخصیتی قضاوت کند.

محققان دقت این هوش‌مصنوعی را بالاتر از حد متوسط توصیف می‌کنند، البته نتایج آن بهتر از انسان‌ها در هنگام مواجه با افراد ناشناس است. در این تحقیق ۳۱ هزار عکس سلفی از ۱۲ هزار داوطلب مورد بررسی قرار گرفته و افراد علاوه بر تصاویر سلفی، پرسشنامه شخصیتی را نیز پر کردند.

پتانسیل‌های بالایی برای هوش مصنوعی که قادر به تشخیص ویژگی‌های شخصیتی بر اساس چهره افراد است، وجود دارد. محققان به این موضوع اشاره کرده‌اند که از آن می‌توان برای تبلیغات استفاده کرد. شرکت‌ها می‌توانند با ارزیابی چهره، شخصیت افراد را تشخیص دهند و مشتریان را با محصولات خود هدف بگیرند.

منبع: digiato.com

شبکه‌های موبایل

شبکه‌های موبایل چگونه کار می‌کنند؟

در این مقاله، کارکرد و انواع شبکه ‌های ارتباطی بی‌سیم 0G، ۰.۵G، ۱G، ۲G، ۲.۵G و ۲.۷G توصیف و شبکه‌های پرکاربردی چون EDGE، GSM و GPRS واکاوی شده است.

ارتباطات بی‌سیم، یکی‌از فناوری‌های روبه‌رشد عصر حاضر است که با همه‌گیر شدن نسل پنجم از شبکه‌های ارتباطی، بیش از گذشته نمو پیدا می‌کند. ایده‌ی اولیه درمورد تکامل سیستم‌های ارتباطی بی‌سیم، از اصولی‌ترین دانش‌های موردنیاز برای هر محققی است. بسیاری از کاربران عادی اینترنت و شبکه‌های بی‌سیم نیز، هنوز تصور دقیقی از نحوه‌ی کارکرد این فناوری‌ها، به‌ویژه شبکه‌های تلفن همراه ندارند. در این مقاله، اطلاعات کاملی از انواع شبکه‌‌های موبایل و طرز کار آن‌ها جمع‌آوری شده است. البته در ابتدا تاریخچه‌ی مختصری را از سیر تکاملی سیستم‌های ارتباطی بی‌سیم شرح می‌دهیم.

امواج الکترومغناطیسی (EM) مهم‌ترین فاکتور برای پیشرفت ارتباطات بی‌سیم هستند. این‌نوع امواج، از بسامدهای بسیار پایین، یعنی ۳۰ هرتز، تا نورهای مرئی و درنهایت امواج گاما با بسامد ۳۰۰ اگزاهرتز را شامل می‌شوند. دانشمند هلندی، کریستیان هویگنس، اولین فردی بود که در سال ۱۶۷۸ میلادی روی بازتاب نور و تئوری بازتاب کار کرد. تئوری هویگنس نور را موج تصوّر می‌کرد و به خوبی می‌توانست مسائل مربوط‌به طول موج رنگ نور را توجیه کند.

بعدها در سال ۱۸۱۹ میلادی، با دانشی که از ماهیت موجی نور وجود داشت، برای اولین‌بار ارتباطات باسیم تبدیل‌به ارتباطات بی‌سیم شد. در سال ۱۸۳۱ میلادی، فارادی معادلات استنتاجی الکترومغناطیس و امواج را که مکسول پایه‌ریزی کرده بود، اثبات کرد. در سال ۱۸۹۶، هرتز به‌صورت تجربی بازتاب و اشاعه‌ی امواج الکترومغناطیسی را به‌صورت جداگانه در فاصله‌ی چندمتری اعتبارسنجی کرد و مارکونی ارتباط بی‌سیمی را از فاصله‌ی ۳ کیلومتری به‌وجود آورد. تمامی مواردی که در ادامه آماده است، باعث محبوبیت فناوری ارتباط از راه دور شد. جدول زیر، خلاصه‌ای از روند پیشرفت سیستم‌های ارتباطی بی‌سیم است.

سال توسعه جزئیات
۱۸۹۶ میلادی گولیلمو مارکونی اولین تلگراف بی‌سیم دیجیتالی، برپایه‌ی کد مورس را اختراع کرد . روی طول موج یک مگاهرتز کار می‌کرد
۱۹۰۶ میلادی اولین کنفرانس رادیویی جهان ـ
۱۹۰۷ میلادی در آمریکا برای اولین‌بار ارتباطات بی‌سیم فراتر از اقیانوس اطلس محقق شد. از ایستگاه‌های پایه‌ی عظیم استفاده شد
۱۹۱۵ میلادی اولین ارتباط بی‌سیم صوتی در سان‌فرانسیسکو ابداع شد. ـ
۱۹۲۰ میلادی مارکونی امواج کوتاه را کشف کرد. ـ
۱۹۵۸  میلادی اولین سیستم موبایل رادیویی برای تلفن‌ها با نام A-Netz در آلمان اختراع شد. دامنه‌ی فرکانس این محصول، ۱۶۰ مگاهرتز بود. اثر تخریبی هندآف کاهش یافت و پوشش شبکه ۸۰ درصد بود
۱۹۸۵  میلادی سیستم ارتباطات با دسترسی کامل (TACS) در بریتانیا ابداع شد. ـ
۱۹۸۶ میلادی C-Netz که اولین نسل از سیستم تلفن همراه آنالوگ بود، در آلمان اختراع شد. دامنه‌ی فرکانس این محصول، ۴۵۰ مگاهرتز بود. ـ
۱۹۹۲ میلادی معرفی سیستم جهانی ارتباطات جهان (GSM یا ۲G) کاملا دیجیتال، دامنه‌ی فرکانس ۹۰۰ مگاهرتز، ۱۲۴ کاناله، انتقال داده با سرعت ۹٫۶ کیلوبیت‌برثانیه
۱۹۹۴ میلادی GSM روی فرکانس ۱۸۰۰ مگاهرتز با نام سرویس دیجیتال سلولی (DCS1800) معرفی شد سلول‌های کوچک‌تر
۱۹۹۷ میلادی ساخت شبکه‌ی بی‌سیم محلی (Wireless LANs) استاندارد IEEE، دامنه‌ی فرکانس بین ۲٫۴ تا ۲٫۵ گیگاهرتز، سرعت ۲ مگابیت‌برثانیه
۱۹۹۸ میلادی سامانهٔ جهانی مخابرات سیار (UMTS) ابداع شد. ـ
۱۹۹۹ میلادی استاندارد  IEEE802.11b برای شبکه‌های بی‌سیم محلی منتشر شد. پهنای باند تا ۱۱ مگابیت‌برثانیه افزایش یافت
۲۰۰۰ تا ۲۰۲۰ میلادی اختراع بلوتوث، ساخت و پیاده‌سازی فناوری ۳G، ۴G و ۵G سامانهٔ جهانی مخابرات سیار (UMTS)، دسترسی به بسته‌های پر سرعت (HSPA)، دسترسی به بسته‌های پر سرعت ماهواره‌ای (HSDPA)، دسترسی +HSPA، استاندارد تکامل بلندمدت (LTE)، پروژه‌ی همکاری نسل سوم (۳GPP)

دکل‌های مخابراتی و ایستگاه‌های پایه

پیش از هرگونه بحثی پیرامون شبکه‌های تلفن همراه، لازم است تا طرز کار دکل‌های مخابراتی تشریح شود. برای درک نحوه‌ی عملکرد دکل‌های مخابراتی و ایستگاه‌های پایه، تلفن‌های خانگی بی‌سیم را درنظر بگیرید. همانگونه ‌که از نام این محصول پیدا است، گوشی بی‌سیمی که کاربران با آن راه می‌روند و صحبت می‌کنند، به‌صورت بی‌سیم به ایستگاه پایه‌ی کوچکی متصل و ایستگاه پایه‌ی یادشده نیز ازطریق سیم به خط تلفن وصل شده است.

دراصل دکل‌های مخابراتی و ایستگاه‌های پایه‌ای که خدمات صوتی و انتقال داده‌ها را در دستگاه‌های مختلف امکان‌پذیر می‌کنند، کارکرد مشابهی با تلفن‌های بی‌سیم خانگی دارند. البته پرواضح است که دکل‌های یادشده درمقایسه‌با تلفن‌های بی‌سیم خانگی مقاوم دربرابر شرایط بد آب‌و‌هوایی هستند، محدوده‌ی بزرگتری را پوشش می‌دهند، از صدها هزار دستگاه تلفن همراه پشتیبانی می‌کند، در فرکانس‌های رادیویی متفاوتی کار می‌کنند و به کاربران اجازه می‌دهند تا حین جابه‌جایی از یک ایستگاه پایه به دیگری، حتی هنگام رانندگی در بزرگ‌راه‌ها به شبکه متصل بمانند.

سلول مخابراتی

دکل‌ها، سلول‌ها و ساختارهای شش‌ضلعی، عناصر کلیدی برای طراحی و بهره‌برداری از شبکه‌های ارتباطی بی‌سیم هستند. در یک دنیای بی‌سیم، هر سلول ناحیه‌ی جغرافیایی از یک منطقه است که تحت پوشش یک دکل مخابراتی قرار می‌گیرد. هر ناحیه به‌گونه‌ای انتخاب شده است تا اطمینان حاصل شود هر سلول جداگانه، شبکه‌ی به‌هم‌پیوسته‌ی محکمی بدون نقطه‌ی کور در پوشش شبکه یا هم‌پوشانی غیرضروری ایجاد کند. مهندسان برای پاسخ‌گویی به تقاضا، از ساختار شش‌ضلعی برای طراحی شبکه‌های سلولی و محل دقیق استقرار دکل‌ها استفاده می‌کنند.

شبکه‌ی دسترسی رادیویی (RAN) پایه‌و‌اساس تمامی سرویس‌ها و اپلیکیشن‌های موبایلی است

کار اصلی دکل مخابراتی، بالا نگه‌داشتن آنتن‌هایی است که فرکانس رادیویی (RF) را از گوشی‌های موبایل و دستگاه‌هایی از این دست دریافت می‌کنند. کابل‌هایی از آنتن‌های مخابراتی خارج و به‌سمت تجهیزات ایستگاه‌های پایه‌ای هدایت می‌شوند که معمولا روی سطح زمین و داخل کابینی مهروموم‌شده از تجهیزات مخابراتی قرار دارند. اجزای ایستگاه پایه شامل دستگاه فرستنده و گیرنده‌، تقویت‌کننده‌های سیگنال، کمباینرها و کنترلرهای سیستم است. دستگاه فرستنده و گیرنده‌، ازطریق آنتن وظیفه‌ی ارسال و دریافت سیگنال‌های رادیویی را برعهده دارد. درواقع، این دستگاه‌ها سیگنال‌ها را بین تلفن‌های همراه و سایر ایستگاه‌های پایه جابه‌جا می‌کنند. در برخی از دکل‌های مخابراتی، به‌جای دستگاه‌های فرستنده‌و‌گیرنده، دیش‌های مخابراتی شبیه‌به طبل وجود دارند که وظیفه‌ی اتصال ایستگاه پایه به دیگر ایستگاه‌ها را برعهده دارند. همچنین تعداد معدودی از این سازه‌ها از فیبر نوری برای ارتباط‌با دیگر ایستگاه‌ها بهره می‌برند.

برای اطمینان از اینکه آنتن‌ها برای پوشش کل منطقه‌ی سلولِ هدف، در ارتفاع کافی قرار دارند، دکل‌های مخابراتی را با ارتفاع ۱۵ تا ۶۰ متر می‌سازند. برج‌های مخابراتی می‌توانند سازه‌ای مستقل همچون تیر آهنی یا چهارچوب‌های مشبک باشند، یا به سازه‌های دیگری همچون چراغ راهنمایی، پل‌ها، تونل‌ها و بیلبوردها ضمیمه شوند. برای تطبیق با مسائل زیبایی‌شناسی جامعه، استتار این‌نوع سازه‌ها روبه‌افزایش است تا شبیه درختان یا پرچم‌ها دیده شوند یا درون سازه‌هایی دیگر همچون ناقوس کلیسا مخفی شوند.

طیف امواج رادیویی، دکل مخابراتی، تجهیزات ایستگاه پایه و دستگاه‌های موبایل کاربران همه‌باهم یک شبکه‌ی دسترسی رادیویی (RAN) را شکل می‌دهند. RAN، پایه‌و‌اساس تمامی سرویس‌ها و اپلیکیشن‌های موبایلی است؛ درست مانند شبکه‌های فیزیکی ساخته‌شده از فیبر نوری، سیم مسی تلفن‌های ثابت و داده‌ها و سرویس‌های تلوزیونی در خانه‌ها و سازمان‌ها. درنهایت می‌توان گفت، RAN زیرساخت قابل‌اعتماد و مستحکمی را از شبکه‌ی ارتباطاتی بی‌سیم ایجاد می‌کند.

 

 

شبکه‌های تلفن همراه

هنگامی‌که اپراتورهای تلفن همراه درباره‌ی حرف G صحبت می‌کنند، منظورشان نسل فناوری بی‌سیم است؛ هرنسلی قادر به پشتیبانی از تعداد بیشتری از کاربران است و قابلیت‌های انتقال داده‌ی بهتری را ارائه می‌دهد. در کل فناوری‌های بی‌سیم، در ۵۰ سال گذشته رشد بی‌سابقه‌ای را تجربه کرده‌اند و توانایی بیشتری در انتقال داده دارند. شکل زیر روند رشد نسل‌های مختلف شبکه‌های موبایلی را نشان می‌دهد.

تکامل شبکه های موبایل

 

 

شبکه موبایلی 0G

فناوری 0G که پیش‌تر برای سیستم‌های مخابراتی طراحی شده است، با عنوان سیستم‌های تلفنی و رادیویی همراه نیز شناخته می‌شود. تاریخچه‌ی فناوری یادشده، به پس از جنگ جهانی دوم باز می‌گردد. در آن دوران که خبری از شبکه‌های سلولی نبود، اپراتورهای موبایل تماس‌ها را برقرار می‌کردند و تنها تعداد معدودی از کانال‌های ارتباطی دردسترس بود. این دستگاه‌ها از ویژگی هندآف پشتیبانی نمی‌کردند و درواقع نمی‌توانسند فرکانس کانال‌ها را تغییر دهند. فناوری 0G به دهه‌ی ۱۹۷۰ بازمی‌گردد؛ زمانی‌که خبری از فناوری سلولی تلفن‌های موبایل نبود و فناوری 0G پیش از اختراع تلفن همراه، تنها دستگاه‌هایی همچون تلفن‌های رادیویی داخل اتومبیل‌ها را شامل می‌شد.

سیستم‌های تلفنی و رادیویی همراه، پایه‌ی فناوری سیستم‌های سلولی هستند. سیستم‌های یادشده ، پس از آن لقب 0G یا نسل صفرم را دریافت کردند که نسل اول از شبکه‌ی تلفن بی‌سیم پدید آمد. فناوری‌های به‌کاررفته در 0G شامل PTT (فشار برای صحبت)، MTS (سیستم‌های تلفن موبایل)، IMTS (سیستم‌های بهبودیافته‌ی تلفن موبایل)، AMTS (سیستم‌های پیشرفته‌ی تلفن موبایل)، OLT (مخففی از عبارت نروژی Offentlig Landmobil Telefoni به‌مفهوم تلفن همراه زمینی عمومی) و MTD (عبارتی سوئدی به‌مفهوم سیستم تلفن همراه) است. برای اولین‌بار افراد مشهور، کارشناسان ساخت‌و‌ساز و تجار از فناوری 0G برای ارتباطات صوتی اولیه استفاده می‌کردند.

 

 

PPT یا Push to Talk

Push to Talk وسیله‌ی ارتباط فوری است که درحال‌حاضر در سرویس‌های شبکه‌های بی‌سیم سلولی استفاده می‌شود. این فناوری از یک دکمه‌ی دستگاه استفاده می‌کند تا همانند بی‌سیم‌های واکی‌تاکی ابتدا صوت را منتقل کند و سپس با فشردن دکمه، تبدیل‌به گیرنده‌ی امواج شود. PPT، تلفن همراه را از یک حالت کاملا دوسویه که هر دو مخاطب در آن به‌صورت هم‌زمان صدای هم را می‌شنوند، تبدیل‌به حالتی نیمه‌دوسویه می‌کند که در این حالت، تنها یکی از مخاطبان در آن واحد می‌تواند صدای دیگری را دریافت کند.

تمامی شرکت‌های بزرگ مخابراتی، نسخه‌ای از این ویژگی را در شبکه‌های تلفن همراهشان عرضه می‌کنند. نسخه‌های جدید از PPT، که PoC (فشار برای صحبت در شبکه‌های سلولی) نامیده می‌شوند، روی شبکه‌های ۲.۵G و ۳G نیز ارائه می‌شوند.

 

 

MTS یا سیستم‌های تلفن موبایل

اولین سیستم سلولی جهان را شرکت ژاپنی تلفن و تلگراف نیپون (NTT) در سال ۱۹۷۹ میلادی در توکیو عملیاتی کرد.

MTS سیستمی است که پیش از ابداع شبکه‌های سلولی، با بهره‌گیری از امواج رادیویی با فرکانس بسیار بالا (VHF) بین دستگاه موبایل و تلفن‌های ثابت ارتباط برقرار می‌کرد. MTS معادلی از ویژگی رادیوتلفن سرویس‌های تلفن ثابت روی زمین بود.

سرویس MTS، یکی از اولین استانداردهای تلفن همراه در جهان بود. ویژگی یادشده برای برقراری تماس در هر دو جهت از اپراتور کمک می‌گرفت؛ به این معنی که اگر شخصی از تلفن ثابت با گوشی موبایل تماس می‌گرفت، این تماس ابتدا به اپراتور موبایل متصل می‌شد و او تماس را برقرار می‌کرد. به‌همین ترتیب، برای برقراری تماس با خارج از کشور کاربر باید ابتدا از اپراتور درخواست می‌کرد و او پس گرفتن شماره‌ی تماس‌گیرنده و مقصد، اقدام به برقراری تماس می‌کرد.

 

 

IMTS یا سیستم‌های بهبودیافته‌ی تلفن موبایل

IMTS سیستمی است که پیش از ابداع شبکه‌های سلولی و پس از سیستم MTS، با بهره‌گیری از امواج رادیویی با فرکانس بسیار بالا (VHF) و امواج رادیویی با بالاترین فرکانس (UHF)، بین دستگاه موبایل و تلفن‌های ثابت ارتباط برقرار می‌کرد. IMTS معادلی از ویژگی رادیوتلفن سرویس‌های تلفن ثابت روی زمین بود.

سیستم IMTS در سال ۱۹۶۴ معرفی شد و به‌عنوان جایگزین سیستم‌های MTS، امکان برقراری تماس مستقیم را فراهم می‌کرد و لازم نبود کاربر ازطریق اپراتور تماس را برقرار کند.

 

 

AMTS یا سیستم‌های پیشرفته‌ی تلفن موبایل

سیستم‌های پیشرفته‌ی تلفن موبایل که نباید با سیستم پیشرفته‌ی گوشی موبایل (AMPS) اشتباه گرفته شود، یک روش ارتباط رادیویی برای شبکه 0G بود که عمدتا در سیستم‌های رادیویی حمل‌شدنی ژاپنی مورد استفاده قرار می‌گرفت. این فناوری همانند نسل پیشین خود، در فرکانس ۹۰۰ مگاهرتز کار می‌کرد.

 

 

Offentlig Landmobil Telefoni یا تلفن همراه زمینی عمومی

OLT، اولین شبکه‌ی زمینی تلفن همراه در نروژ بود. این سیستم در سال ۱۹۶۶ دایر و بعدها در سال ۱۹۹۰ کنار گذاشته شد. OLT در سال ۱۹۸۱ درحدود ۳۰ هزار کاربر موبایل داشت که باعث شده بود این سیستم، به بزرگ‌ترین شبکه‌ی تلفن همراه در جهان تبدیل شود. شبکه‌ی یادشده در باند VHF و فرکانس ۱۶۰ هرتز کار و برای مدولاسیون فرکانس روی ۱۶۰ تا ۱۶۲ مگاهرتز و برای واحد موبایل از فرکانس ۱۶۸ تا ۱۷۰ مگاهرتز استفاده می‌کرد. بسیاری از انواع این فناوری، نیمه‌دوسویه بودند؛ بااین‌حال تعداد معدودی از انواع گران‌قیمت این سرویس، امکان برقراری تماس دوسویه را میسر می‌ساختند.

 

 

MTD یا سیستم تلفن همراه

MTD یک سیستم تلفن همراه دستی برای باند فرکانس ۴۵۰ مگاهرتز بود. این شبکه در سال ۱۹۷۱ در سوئد معرفی شد و تا سال ۱۹۸۷ استفاده از آن رواج داشت. شبکه‌ی MTD در اوج خود ۲۰ هزار کاربر داشت و ۷۰۰ نفر به‌عنوان اپراتور در شرکت حامل آن، برای خدمات‌دهی به کاربران مشغول به کار بودند. MTD در دانمارک و نروژ نیز پیاده‌سازی شده بود و امکان رومینگ بین کشورهای حوزه‌ی اسکاندیناوی وجود داشت.

 

 

شبکه‌ی موبایلی ۰.۵G

۰.۵G مجموعه‌ای از فناوری‌ها با ویژگی‌های بهبودیافته نسبت‌به فناوری‌های 0G است. این سیستم‌های تلفن همراه اولیه، از سیستم‌های رادیوتلفنی که پیش‌تر ابداع شده بود قابل تمیز است؛ زیرا به‌جای اینکه بخشی از یک شبکه‌ی بسته مانند رادیوی پلیس یا سیستم اعزام تاکسی باشد، به‌عنوان سرویس تجاری دردسترس کاربران قرار می‌گرفت که قسمتی از شبکه‌ی تلفن عمومی بود. این تلفن‌های موبایل معمولا روی خودروها و کامیون‌ها قرار می‌گرفتند، ولی تعداد معدودی مدل با ظاهری شبیه‌به کیف دستی نیز تولید شدند. روی خودروها، معمولا دستگاه فرستنده و گیرنده در صندوق عقب نصب می‌شد و قسمت «سر» تلفن موبایل که شامل نمایشگر، گوشی و بخش شماره‌گیر می‌شد، در کنار صندلی راننده جای می‌گرفت. نمونه‌های اولیه از این فناوری عبارت‌اند از:

  • اتورادیوپیلین (ARP): در سال ۱۹۷۱ میلادی در کشور فنلاند اختراع شد و عنوان اولین شبکه‌ی تلفن موبایلی تجاری آن کشور را یدک می‌کشید.
  • سیستم B-Netz: در سال ۱۹۷۲ میلادی در کشور آلمان اختراع شد و دومین شبکه‌ی تلفن موبایلی تجاری آن کشور بود؛ اما اولین شبکه‌ای بود که برای برقراری تماس، به اپراتور نیازی نداشت.

 

شبکه‌ی موبایلی ۱G

۱G، اولین نسل از فناوری گوشی‌های بی‌سیم برپایه‌ی شبکه‌ی سلولی است. درواقع، این فناوری درون گوشی‌های همراه آنالوگ و در سال ۱۹۸۰ ارائه شد. پیش‌تر در سال ۱۹۷۹، شرکت ژاپنی تلفن و تلگراف نیپون (NTT) اولین سیستم سلولی جهان را در توکیو عملیاتی کرده بود. در اروپا، محبوب‌ترین سیستم‌های آنالوگ، تلفن همراه نوردیک (NMT) و سیستم ارتباطات با دسترسی کامل (TACS) بود و انواع دیگر از سیستم‌های یادشده، در دهه‌ی ۱۹۸۰ در سراسر این قاره معرفی شدند.

تمامی سیستم‌ها، قابلیت هندآف و رومینگ را داشتند؛ ولی این شبکه‌های سلولی، نمی‌توانستند بین کشورها ارتباط صوتی ایجاد کنند؛ چنین موردی بزرگ‌ترین نقص شبکه‌های ۱G به‌شمار می‌رفت. نسل اول از شبکه‌های تلفن همراه، ظرفیت پایینی داشت، هندآف قابل اعتمادی نداشت، کمبود لینک‌های صوتی در آن بیداد می‌کرد و از آن‌جایی که تماس‌های صوتی در دکل‌های رادیویی پخش می‌شد، امکان شنود مکالمه وجود داشت و امنیت شبکه بسیار پایین بود.

در ایالات متحده، اولین استانداری که برای فناوری ۱G ارائه شد، سیستم پیشرفته‌ی گوشی موبایل (AMPS) بود. کمیسیون ارتباطات فدرال (FCC)، سیستم AMPS را با پهنای باند ۴۰ مگاهرتزی و محدوده‌ی فرکانس ۸۰۰ تا ۹۰۰ مگاهرتز تعریف کرده بود. در سال ۱۹۸۸ میلادی، ۱۰ مگاهرتز تحت عنوان طیف گسترده (ES) به پهنای باند سیستم یادشده افزوده شد. در ایتالیا فناوری ۱G با استاندارد RTIM، در انگلیس تحت سیستم YACS، در فرانسه با فناوری RadioComm 2000 و در آلمان غربی، پرتقال و آفریقای جنوبی با استاندارد ارتباط از راه دور C-450 استفاده می‌شد.

فناوری ۱G جایگزینی برای نسل صفرم از شبکه‌های ارتباطی بوده و در تلفن‌های رادیویی همراه استفاده می‌شد. در این نسل از شبکه‌های ارتباطی، فناوری‌هایی همچون PTT، MTS، IMTS و AMTS گنجانده شده بود. آن‌چه که در زیر آمده است، مشخصات و ویژگی‌های کلیدی فناوری ۱G را نشان می‎‌دهد:

  • در دهه‌ی ۱۹۸۰ میلادی توسعه یافت و در اوایل دهه‌ی ۱۹۹۰ به تکامل رسید.
  • فناوری ۱G، سیستم آنالوگ قدیمی بود که از تلفن‌های همراه سلولی نسل اول پشتیبانی و سرعت انتقال داده‌ی ۲٫۴ کیلوبیت‌برثانیه را مهیا می‌کرد.
  • استاندارد AMPS برای اولین‌بار در ایالات متحده ارائه شد و نشان‌دهنده‌ی تمامی ویژگی‌های نسل اول شبکه‌های ارتباطی است.
  • اجازه‌ی برقراری تماس با خارج از کشور ارائه‌دهنده‌ی سرویس را به کاربران نمی‌داد.
نوع فناوری ۱G AMPS TACS NMT NTT RC 2000 C-450
مدولاسیون و نوع دسترسی چندگانه مدولاسیون فرکانس (FM) و دسترسی چندگانه تقسیم فرکانس (FDMA) FM و FDMA FM و FDMA FM و FDMA FM و FDMA FM و FDMA
سیگنال انتقالی از ایستگاه موبایل (گوشی موبایل)  به ایستگاه پایه (مگاهرتز) ۸۲۹ تا ۸۴۹ ۸۹۰ تا ۹۱۵ ۴۵۳ تا ۴۵۸ ۹۲۵ تا ۹۴۰ ۴۱۴٫۸ تا ۴۱۸ ۴۵۰ تا ۴۵۵
سیگنال انتقالی از ایستگاه پایه به ایستگاه موبایل (مگاهرتز) ۸۶۹ تا ۸۹۴ ۹۳۵ تا ۹۶۰ ۴۶۳ تا ۴۶۸ ۸۷۰ تا ۸۸۵ ۴۲۴٫۸ تا ۴۲۸ ۴۶۰ تا ۴۶۵
فضای موجود در کانال (کیلوهرتز) ۳۰ ۲۵ ۲۵/۱۲٫۵ ۲۵ ۱۲٫۵ ۱۰
تعداد کانال ۸۳۲ ۱۰۰۰ ۱۸۰ تا ۱۹۹۹ ۶۰۰ ۲۵۶ ۵۷۳

نسل دوم از شبکه‌های ارتباطی بی‌سیم از ۲G تا ۲.۷G

فناوری ۲G دومین نسل از شبکه‌های ارتباطی موبایل و برپایه‌ی فناوری‌های دیجیتال است. این فناوری در اوایل دهه‌ی ۱۹۹۰ میلادی معرفی شد و درواقع این کشور فنلاند بود که برای اولین‌بار در سال ۱۹۹۲ میلادی فناوری یادشده را عرضه کرد. فناوری ۲G خدماتی مانند پیام متنی (SMS)، پیام‌های تصویری و پیام‌های چندرسانه‌ای (MMS) را ارائه می‌کند. این سیستم امنیت بیشتری را هم برای فرستنده و هم گیرنده‌ی تماس و پیام فراهم می‌کند. در فناوری یادشده، تمامی پیام‌های متنی به‌صورت دیجیتالی رمزگذاری می‌شوند؛ درنتیجه تنها فرد گیرنده قادر به دریافت و خواندن پیام‌ها است.

سیستم ۲G از فناوری‌های دسترسی همراه دیجیتال (digital mobile access technology)، همچون TDMA و CDMA استفاده می‌کند. TDMA با تقسیم سیگنال‌ها به بازه‌های زمانی کوتاه، امکان استفاده‌ی کاربران بیشتری را از یک فرکانس فراهم می‌کند و درهمین‌حال CDMA به هر کاربر کد خاصی را اختصاص می‌دهد تا کاربران به‌صورت چندسویه باهم ارتباط برقرار کنند. سیستم TDMA، فناوری‌های GSM، PDC، iDEN و iS-136 را شامل می‌شود. سیستم CDMA نیز از فناوری IS-95 استفاده می‌کند.

نوع فناوری ۲G GSM IS-136 PDC IS-95
مدولاسیون و نوع دسترسی چندگانه TDMA TDMA TDMA CDMA
سیگنال انتقالی از ایستگاه موبایل (گوشی موبایل)  به ایستگاه پایه (مگاهرتز) ۸۹۰ تا ۹۱۵ ۸۲۵ تا ۸۴۹ ۹۴۰ تا ۹۵۶ ۸۲۴ تا ۸۴۹
سیگنال انتقالی از ایستگاه پایه به ایستگاه موبایل (مگاهرتز) ۹۳۵ تا ۹۶۰ ۸۶۹ تا ۸۹۴ ۸۱۰ تا ۸۲۶ ۸۶۹ تا ۸۹۴
فضای موجود در کانال (کیلوهرتز) ۲۰۰ ۳۰ ۲۵ ۱۲۵۰
تعداد کانال ۱۰۰۰ ۸۳۲ ۱۶۰۰ ۲۳۰۰

GSM یا سیستم جهانی ارتباطات

GSM یا سیستم جهانی ارتباطات همراه دراصل از اروپا منشا گرفته و تحسین‌برانگیزترین استاندارد در بین تمامی فناوری‌های ارتباطات همراه است و در بیش از ۲۱۲ کشور جهان استفاده می‌شود. استاندارد یادشده، رومینگ بین‌الملل را بین اپراتورهای تلفن همراه بسیار رایج کرده و باعث شده است کاربران در هر بخشی از جهان قادر به استفاده از گوشی‌های موبایلشان باشند. GSM برای ایجاد ارتباطات چندسویه تا ۸ تماس در هر کانال و در باندهای ۹۰۰ و ۱۸۰۰ مگاهرتز از TDMA استفاده می‌کند. GSM نه‌تنها برقراری تماس را محقق، بلکه داده‌ها را در بیشینه سرعت ۱۴٫۴ کیلوبایت‌برثانیه منتقل می‌کند. گفتنی است در ایالات متحده، سازمان FCC طیف موجی جدیدی را در فرکانس ۱۹۰۰ مگاهرتز برای این سیستم اختصاص داده است.

GSM از زمانی‌که ابداع شده، به‌طور مداوم بهبود یافته است تا خدمات بهتری را در بازار ارائه کند. فناوری‌های جدیدتر براساس سیستم اولیه‌ی GSM توسعه یافته‌اند تا بعدها تبدیل‌به سیستم‌های پیشرفته‌تری همچون نسل ۲.۵G از شبکه‌های تلفن همراه شوند.

برای درک بهتر فناوری GSM لازم است تا مفاهیمی همچون شبکه‌ی سوئیچینگ مدار (Circuit switching)، سوئیچینگ بسته (Packet switching)، شبکه‌ی تلفن سوئیچ‌شده‌ی عمومی (PSTN) و تبادل‌کننده‌ی تلفن توضیح داده شود. تبادل‌کننده‌ی تلفن یا سوئیچ تلفن، یک سیستم ارتباطی است که در شبکه‌ی تلفن سوئیچ‌شده‌ی عمومی (PSTN) یا سازمان‌های بزرگ استفاده می‌شود (به‌دلیل درهم‌تنیدگی مطالب، بعدتر توضیحات لازم در مورد PSTN داده می‌شود). این فناوری، خطوط تلفن مشترکین یا مدارهای مجازی سیستم‌های دیجیتال را برای برقراری تماس بین مشترکین به‌هم وصل می‌کند. پیش‌تر وظیفه‌ی تبادل‌کننده‌ی تلفن را اپراتورهای انسانی برعهده داشتند.

درمورد شبکه‌ی سوئیچ‌شده‌ی مداری، بهترین مثال شبکه‌ی تلفنی اولیه‌ی آنالوگ است. هنگام برقراری تماس از تلفنی به تلفن دیگر، سوئیچ‌هایی در سیستم تبادل‌کننده‌ی تلفن، مدار سیمی یک‌پارچه‌ای را بین دو تلفن و تا پایان مکالمه شکل می‌دهند؛ این روند، سوئیچینگ مدار نامیده می‌شود. در این سیستم، تنها اندکی تأخیر در حین برقراری اتصال به‌وجود می‌آید. کاربران دیگر هیچ‌گاه نمی‌توانند چنین مدارهایی را مختل کنند؛ زیرا مدار تا زمان آزاد‌شدن و ایجاد اتصال جدید، از هرگونه استفاده‌ی دیگر تماس‌گیرنده‌ها مصون است.

سوئیچینگ بسته، روشی برای گروه‌بندی داده‌ها داخل بسته‌ها هنگام انتقال از یک شبکه‌ی دیجیتال است. بسته‌ها از هدِر و پِی‌لود ساخته شده‌اند. در مبحث فناوری اطلاعات، هر هدر به داده‌ی تکمیلی اشاره دارد که در ابتدای بلاک داده‌ی در حال ذخیره یا انتقال قرار دارد. هنگام انتقال داده، داده‌ای که پس از هدر منتقل می‌شود، پی‌لود نام دارد. سخت‌افزار شبکه‌ای، داده‌ی درون هدر را برای هدایت بسته به مقصدی استفاده می‌کند که پی‌لود در آن استخراج (extract) شده و توسط اپلیکیشن استفاده می‌شود. سوئیچینگ بسته، اساس اصلی ارتباطات داده در شبکه‌های رایانه‌ای سراسر جهان است. تفاوت سوئیچینگ مدار و سوئیچینگ بسته در جدول زیر آمده است:

سوئیچینگ مدار سوئیچینگ بسته
در سوئیچینگ مدار، سه مرحله وجود دارد:

  • ایجاد اتصال
  • انتقال داده
  • قطع اتصال
در سوئیچسنگ بسته، انتقال داده‌ها به‌صورت مستقیم انجام می‌شود.
در سوئیچینگ مدار، هر واحد داده از کل آدرس مسیری که توسط منبع تهیه شده است اطلاع دارد. در سوئیچسنگ بسته، واحد داده تنها از مختصات نهایی که روترها تعیین می‌کنند اطلاع دارد.
در سوئیچینگ مدار، داده‌ها فقط در سیستم منبع پردازش می‌شوند. در سوئیچسنگ بسته، داده‌ها در تمامی گره‌های میانی از جمله سیستم منبع پردازش می‌شوند.
در سوئیچینگ مدار، تأخیر بین واحدهای داده یکنواخت است. در سوئیچسنگ بسته، تأخیر بین واحدهای داده یکنواخت نیست.
مسیر برای انتقال داده ثابت است، پس می‌توان از هر پهنای باندی استفاده کرد. پهنای باند بین مشترکین تقسیم شده است.
سوئیچینگ مدار اطمینان بالایی دارد. سوئیچسنگ بسته قابل اعتماد نیست.
در سوئیچینگ مدار، منابع بیشتر اتلاف می‌شود. در سوئیچسنگ بسته، درقیاس‌با سوئیچینگ مدار منابع کمتری اتلاف می‌شود.
در این روش، نمی‌توان داده‌ها را ذخیره و بعدا ارسال کرد. در این روش، می‌توان داده‌ها را ذخیره و بعدا ارسال کرد.
منبع انتقال داده را انجام می‌دهد. انتقال داده‌ها را نه‌تنها منبع، بلکه روترهای میانه‌ی مسیر نیز انجام می‌دهند.

توصیفی‌که در ابتدا برای سیستم GSM به‌کار برده می‌شد، یک شبکه‌ی دیجیتال سوئیچ‌شده در مدار با قابلیت مکالمه‌ی تلفنی کاملا دوسویه بود. این تعریف با گذشت زمان و ابتدا، اضافه‌شدن ویژگی انتقال داده‌های سوئیچ‌شده در مدار و سپس انتقال داده‌های بسته‌ای به‌کمک سرویس عمومی بسته‌های رادیویی (GPRS) و سرعت داده‌ی افزایش‌یافته برای تکامل GSM یا EDGE، ارتباطات داده را نیز شامل شد. GSM دارای چندین بخش گسسته است.ساختار این شبکه، مشتق‌شده در چندین بخش جداگانه است:

  • زیرسیستم ایستگاه پایه: ایستگاه‌های پایه و کنترلرهای آن‌ها
  • شبکه و زیرسیستم سوئیچینگ: بخشی از شبکه‌ی GSM که به شبکه‌ی ثابت شباهت دارد و گاهی‌اوقات تنها با نام شبکه‌ی اصلی خوانده می‌شود.
  • شبکه‌ی اصلی GPRS: بخشی اختیاری است که امکان اتصال به اینترنت بسته‌محور را فراهم می‌کند
  • سیستم پشتیبانی عملیات: وظیفه‌ی نگه‌داری شبکه را برعهده دارد.

ساختار GSM

زیرسیستم ایستگاه پایه (BSS) بخشی از شبکه‌ی تلفن سلولی سنتی است که مسئول رسیدگی به ترافیک داده و سیگنال‌دهی بین گوشی‌های موبایل و شبکه‌ی اصلی را برعهده دارد. درواقع، BSS کانال‌های مکالمه‌ای را کدگذاری می‌کند، کانال‌های رادیویی را به گوشی‌های موبایل اختصاص می‌دهد، پیجینگ می‌کند، دریافت و انتقال سیگنال ازطریق رابط هوایی (آنتن‌ها) را برعهده دارد و وظایف متعدد دیگری را دررابطه‌با شبکه‌ی رادیویی انجام می‌دهد.

GPRS سیستم توسعه‌یافته‌ای از شبکه‌های ۲G موجود، برای ایجاد قابلیت سرویس‌های بسته‌محور، هم‌زمان با افزایش سرعت و نرخ داده‌های این شبکه‌ها است.

برای توصیف شبکه و زیرسیستم سوئیچینگ، ابتدا لازم است تا با مفهوم شبکه‌ی تلفن سوئیچ‌شده‌ی عمومی (PSTN)، رومینگ و mobility management آشنا شوید. PSTN، مجموعه‌ای از شبکه‌های تلفنی سوئیچ‌شده‌ی مداری است که توسط اپراتورهای ملی، منطقه‌ای یا محلی اداره می‌شود و زیرساخت‌ها و خدمات ارتباطات عمومی را ارائه می‌دهد. PSTN شامل خطوط تلفن، کابل‌های فیبر نوری، لینک‌های انتقال ماکروویو، شبکه‌ی سلولی، ارتباطات ماهواره‌ای و کابل‌های تلفن زیر دریا است. تمامی این موارد، توسط مراکز تبادل‌کننده‌ی تلفن که پیش‌تر نیز اشاره شد به‌هم متصل هستند و درنتیجه‌ی این اتصال، می‌توانند با هم ارتباط برقرار کنند. شبکه‌ی تلفن سوئیچ‌شده‌ی عمومی، درابتدا تنها تلفن‌های ثابت را پشتیبانی می‌کرد؛ ولی حالا کاملا دیجیتالی است و شبکه‌های موبایل و سایر شبکه‌ها را شامل می‌شود.

پیش‌تر عملکرد دکل‌های مخابراتی و ایستگاه‌های پایه توضیح داده شد. هنگامی‌که تلفن همراه، خارج از شعاع پوشش شبکه‌ی خانگی باشد، قابلیت رومینگ کمک می‌کند تا این دستگاه با بهره‌گیری از ایستگاه پایه‌ی شبکه‌ی ارتباطاتی دیگری، همچنان متصل باقی بماند. Mobility management نیز یکی‌از مهم‌ترین کارکردهای شبکه‌ی GSM است. هدف تابع Mobility management، ردیابی کاربران موبایل برای ایجاد امکان تماس، ارسال پیام متنی و سرویس‌های دیگر تلفن همراه است.

شبکه و زیرسیستم سوئیچینگ (NSS) یا شبکه‌ی اصلی GSM، یکی از مولفه‌های سیستم GSM است که تماس صوتی و توابع Mobility management برای گوشی‌های موبایلی که روی شبکه‌ی ایستگاه پایه رومینگ می‌شوند را ایجاد می‌کند. این شبکه را اپراتورهای موبایل توسعه داده‌اند. NSS کمک می‌کند دستگاه‌های موبایل و در شبکه‌ی گسترده‌ترِ تلفن سوئیچ‌شده‌ی عمومی (PSTN)، تلفن‌ها با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.

NSS در ابتدا برای شبکه‌های سوئیچ‌شده در مدار طراحی شده بود و در خدمات سنتی GSM همانند مکالمه، پیام متنی و داده‌های سوئیچ‌شده در مدار به‌کار می‌رفت. بخش یادشده بعدها، با معماری دیگری توسعه یافت تا خدمات GPRS را نیز ارائه دهد.

 

 

شبکه‌ی موبایلی ۲.۵G یا سرویس عمومی بسته‌های رادیویی (GPRS)

GPRS سیستم توسعه‌یافته‌ای از شبکه‌های ۲G موجود، برای ایجاد قابلیت سرویس‌های بسته‌محور، هم‌زمان با افزایش سرعت و نرخ داده‌های این شبکه‌ها است. اصطلاح نسل دو و نیم (۲.۵G) برای توصیف سیستم‌های ۲G به‌کار می‌رود که علاوه‌بر استاندارد ارتباطی سوئیچسنگ مدار (Circuit switching)، از دامنه‌ی سوئیچینگ بسته (Packet switching) استفاده می‌کنند. البته اصلاح ۲.۵G کاربرد رسمی ندارد. GPRS با استفاده از پایگاه داده‌ی HLR، VLR و AuC و فناوری‌های HSCSD، GPRS و EDGE داده‌ها را با سرعت ۵۶ تا ۳۸۴ کیلوبیت‌برثانیه منتقل می‌کند.

فناوری ۲.۵G خدماتی همچون دسترسی به پروتکل کاربردی بی‌سیم (WAP) و سرویس MMS را فراهم کرده و برای ارتباطات اینترنتی، سرویس‌هایی مانند ایمیل و شبکه‌ی بی‌سیم جهانی وب (WWW) را در اختیار کاربران قرار می‌دهد. هزینه‌ی انتقال داده در سیستم GPRS معمولا به‌ازای هر مگابایت از ترافیک منتقل‌شده محاسبه می‌شود؛ درحالی‌که قیمت ارتباطات داده به‌وسیله‌ی روش سنتی سوئیچینگ مداری، به‌ازای هر دقیقه از اتصال به شبکه است؛ حال اینکه کاربر از سیستم استفاده کند یا خیر.

 

 

 HLR ،VLR و AuC

HLR یا Home Location Register، یک پایگاه داده‌ی مرکزی شامل جزئیات هر کاربر موبایلی است که به شبکه‌ی GSM دسترسی دارد. در هر شبکه‌ی عمومی تلفن همراه، ممکن است چند HLR به‌صورت فیزیکی در محل‌های مختلف شبکه‌ی PLMN تعبیه شوند. شبکه‌ی PLMN ترکیبی از تمامی نسل‌های شبکه‌های ارتباطی است که هر اپراتور ارائه می‌دهد؛ PLMN درواقع همان PSTN بدون تلفن‌های ثابت است. VLR یا Visitor Location Register نیز پایگاه داده‌ای برای ایستگاه‌های موبایل (MS) است و اطلاعات را به مراکز تبادل‌کننده‌ی تلفن ارسال می‌کند.

AuC یا مرکز احراز هویت (Authentication Center)، تابعی برای اعتبارسنجی هر سیم‌کارتی است که معمولا هنگام روشن‌شدن گوشی، سعی دارد به شبکه‌ی مرکزی GSM متصل شود. درصورت موفقیت‎‌آمیز بودن اعتبارسنجی، اطلاعات سیم‌کارت و کاربر آن در پایگاه داده‌ی HLR ذخیره می‌شود. همچنین یک کلید رمزگذاری نیز تولید می‌شود که متعاقباً برای رمزگذاری کلیه‌ی ارتباطات بی‌سیم (مکالمه، پیام متنی و مواردی از این‌دست) بین تلفن همراه و شبکه‌ی مرکزی GSM استفاده می‌شود.

 

 

شبکه‌ی تلفن همراه ۲.۷۵G یا EDGE (سرعت داده‌ی افزایش‌یافته برای تکامل GSM)

شبکه‌ی GPRS با معرفی رمزگذاری ۸PSK به شبکه‌های EDGE تکامل یافت. EGPRS و IMT-SC، فناوری‌های دیجیتال تلفن همراهی بودند که کمک کردند سرعت انتقال داده افزایش یافته و سیستم GSM استاندارد توسعه یابد. فناوری EDGE از آغاز سال ۲۰۰۳ میلادی، درابتدا توسط اپراتور AT & T در ایالات متحده روی سیستم GSM سوار شد.  شرکت‌های دخیل در پروژه‌ی ۳GPP بعدها شبکه‌ی یادشده را به‌عنوان بخشی از سیستم GSM استانداردسازی کردند و ظرفیت بالقوه‌ی EDGE‌ را تا سه‌برابر شبکه‌های GSM و GPRS افزایش دادند.

هما‌نگونه که پیش‌تر گفته شد، GSM از فناوری TDMA استفاده می‌کند که با تقسیم سیگنال‌ها به بازه‌های زمانی کوتاه، امکان استفاده‌ی کاربران بیشتری را از یک فرکانس فراهم می‌کند. حال به‌لطف روش‌های پیچیده‌تر رمزگذاری، یعنی ۸PSK، شبکه‌ی EDGE در بازه‌های زمانی کوتاه مشابه‌با GSM، تا ۲۳۶٫۸ کیلوبیت‌برثانیه سرعت انتقال داده دارد. فناوری EDGE نسخه‌ای توسعه‌یافته از GSM است، ولی اجازه می‌دهد تا انتقال سریع‌تر و جمع‌وجورتری از داده‌ها و اطلاعات به‌وجود آید. همچنین شبکه‌ی EDGE، که حامل منفرد یا IMT-SC نیز نامیده می‌شود، یک فناوری رادیویی است و تاحدودی، بخشی از نسل سوم شبکه‌های ارتباطی به‌حساب می‌آید. فناوری EDGE به‌دلیل انعطاف‌پذیری بیشتر برای حمل داده‌های سوئیچ مدار و سوئیچ بسته، نسبت‌به GSM خواهان بیشتری دارد.

درمقایسه‌با GPRS، فناوری EDGE داده‌ها را در زمان کمتری منتقل می‌کند. برای مثال، یک فایل متنی ۴۰ کیلوبایتی در شبکه‌ی EDGE در عرض دو ثانیه منتقل می‌شود، حال آن‌که GPRS همان فایل را در ۶ ثانیه انتقال می‌دهد. بزرگ‌ترین مزیت فناوری EDGE این است که نیازی به صرف هزینه‌ی اضافی یا هیچ سخت‌افزار و نرم‌افزار دیگری برای استفاده از آن وجود ندارد. درواقع گوشی‌هایی که از سیستم GSM استفاده می‌کنند، فناوری EDGE را نیز پشتیبانی خواهند کرد.

 

 

جمع‌بندی

نسل ۱G ۲G ۲.۵G ۲.۷۵G
ظرفیت داده ۲ کیلوبایت ۱۰ کیلوبایت ۲۰۰ کیلوبایت ۴۷۳ کیلوبایت
سال توسعه ۱۹۸۴ ۱۹۹۰ ۲۰۰۰ ۲۰۰۳
انتقال داده – ۱۴٫۴ کیلوبایت بیشتر از ۲۰ کیلوبایت بیشتر از ۲۰ کیلوبایت
استاندارد
  • AMPS
  • NMT
  • TACS
  • MTS
  • AMTS
  • IMTS
CDMA

TDMA

GPRS EDGE
استاندارد وب – WWW WWW WWW
دسترسی چندگانه FDMA CDMA

TDMA

CDMA

TDMA

CDMA

TDMA

سرویس فقط مکالمه مکالمه، داده MMS، اینترنت MMS، اینترنت
شبکه‌ی اصلی PSTN PSTN  PLMN  PLMN
هندآف افقی افقی افقی افقی
معایب هندآف ضعیف، امنیت پایین نیاز به سیگنال قوی، سرعت داده‌ی پایین نیاز به سیگنال قوی، سرعت داده‌ی پایین نیاز به سیگنال قوی، سرعت داده‌ی پایین

تا به این قسمت از مقاله، توضیح داده شد که دکل‌های مخابراتی چگونه سیگنال‌های تلفن همراه را ردیابی و دریافت می‌کنند، چگونه بین شبکه‌ی PLMN و PSTN و دستگاه‌های تلفن همراه ارتباط برقرار می‌کنند و در نهایت چگونه داده‌ها را جابه‌جا می‌کنند. کارکرد و انواع شبکه‌های ارتباطی بی‌سیم 0G، ۰.۵G، ۱G، ۲G، ۲.۵G و ۲.۷G توصیف و شبکه‌های پرکاربردی چون EDGE، GSM و GPRS واکاوی شد. دقت کنید که حجم انبوه شبکه‌های موبایلی و انواع فناوری‌های مختص ‌به هر کشور، سبب شد تا بسیاری از اصطلاحات خلاصه‌وار توضیح داده شود و از توصیف برخی‌از فناوری‌ها و موارد حاشیه‌ای خودداری شود.

منبع: zoomit.ir

رابط مغز و رایانه ، BCI

رابط مغز و رایانه؛ عصای دست معلولان یا مقدمه‌ای برای دستکاری شخصیت؟

فناوری در سال‌های اخیر پیشرفت شگفت‌انگیزی داشته که اگرچه باعث شده زندگی ما بسیار راحت‌تر از گذشته شود، اما باعث ایجاد نگرانی‌هایی نیز شده که یکی از مهم‌ترین آن‌ها، واسط مغز و رایانه (BCI) است. این واسط می‌تواند سیگنال‌های مغز را بخواند و از آن‌ها برای کارهای خاصی استفاده کند که نگرانی‌های زیادی در میان دانشمندان و فعالان حوزه فناوری ایجاد کرده است.

در طبقه دهم یکی از ساختمان‌های دانشگاه کلمبیا، افرادی با الکترودهایی که روی سر خود دارند، توسط یک هدست واقعیت مجازی رانندگی با خودرو را تجربه می‌کنند. در میدان دید این افراد پیانوها و قایق‌های بادبانی به نمایش گذاشته می‌شوند که توجه آن‌ها را در پی دارد.

این تحقیق توسط «پاول ساجدا»، مدیر آزمایشگاه تصویربرداری هوشمند و محاسبات عصبی دانشگاه کلمبیا سرپرستی می‌شود و فعالیت مغز افراد از طریق فناوری الکتروانسفالوگرافی (EEG) را بررسی می‌کند. در این تحقیق هدست واقعیت مجازی حرکات چشم کاربران را ردیابی می‌کند تا محل نگاه کردن افراد را متوجه شود. این اطلاعات توسط یک کامپیوتر که مستقیما با امواج مغز در ارتباط است با نام واسط مغز و رایانه (BCI) پردازش می‌شود.

 

 

واسط مغز و رایانه چه کاربردی دارد؟

در آزمایش دانشگاه کلمبیا هدف از جمع‌آوری اطلاعات مغز، آموزش هوش مصنوعی در خودروهای خودران است، بنابراین آن‌ها متوجه این موضوع می‌شوند که راننده چه زمانی به اطراف یا سوژه‌ای خاص توجه می‌کند. واسط مغز و رایانه در زمینه‌های زیادی کاربرد دارد که برای مثال می‌توان به مدیریت پهپادها توسط سربازان در آژانس پروژه‌های پژوهشی پیشرفته دفاعی ایالات متحده آمریکا (دارپا) و نظارت روی دانش آموزان در مدارس چین اشاره کرد.

 وضع قوانین برای استفاده از واسط مغز و رایانه هستند

این دستگاه‌ها همچنین در صنایع پزشکی نیز مورد استفاده قرار می‌گیرند مانند نسخه‌هایی از آن که برای افراد معلول این امکان را فراهم می‌کند که توسط ذهن خود، با تبلت کار کنند یا اینکه می‌تواند به بیماران مبتلا به صرع پیش از تشنج هشدار دهد. در ژوئیه ۲۰۱۹ مدیرعامل تسلا عملکرد «نورولینک» را به نمایش گذاشت که می‌تواند واسط مغز و رایانه را در مغز افراد قرار دهد تا امکان همزیستی با هوش مصنوعی فراهم شود.

برخی کارشناسان به علت عدم شفافیت در عملکرد این دستگاه‌ها، چندان به آن‌ها اعتماد ندارند. سوال مهم در این زمینه، ادعاهای بدون تایید شرکت‌ها و همچنین نحوه تاثیر آن‌ها روی کاربران است. این موارد باعث شده برخی افراد به دنبال ایجاد قانونی برای محافظت از افراد در برابر با آینده‌ای باشد که می‌توان از اطلاعات مغزی برای موارد تجاری استفاده کرد.

 

دانشمندان به دنبال وضع قوانین برای استفاده از واسط مغز و رایانه هستند

به گفته «دیوید وینیکوف»، تحلیلگر ارشد در زمینه فناوری‌های همگرا در سازمان همکاری و توسعه اقتصادی در پاریس، هر قدم در پیشرفت واسط مغز و رایانه نگرانی‌ها اخلاقی، قانونی و اجتماعی به وجود می‌آورد. وینکوف اعلام کرده:

«این واسط‌ها نگرانی‌های زیادی در رابطه با حریم شخصی کاربران ایجاد کرده‌اند. این فناوری پتانسیل آن را دارد که احساسات یا هویت یک فرد را تغییر دهد که این موضوع سوالاتی در رابطه با استقلال و خودمختاری یا ظرفیت برای هدایت زندگی یک شخص ایجاد کرده است.»

مغز ما برای هر فکر، احساس یا حرکتی سیگنال‌های الکتریکی ایجاد می‌کند و BCI برای خواندن این سیگنال‌ها توسعه پیدا کرده که برخی مواقع برای این کار از EEG و الکترودهایی روی سر استفاده می‌شود. برای این کار اغلب از ۱۶ تا ۶۴ الکترود استفاده می‌شود، البته برخی مدل‌ها ۲۵۶ الکترود دارند. نورولینک قصد دارد در این زمینه عملکرد تهاجمی‌تری داشته باشد و از ۳۰۷۲ رشته فلزی نازک روی مغز افراد استفاده کند.

واسط مغز و رایانه سیگنال‌های مغز را می‌خواند و از اطلاعات آن برای انجام وظایفی مانند نوشتن متن یا کنترل پهپاد توسط کامپیوتر یا ماشین استفاده می‌کند. با وجود اینکه هم اکنون کاربرد BCI بسیار محدود است، ساجدا به این موضوع اشاره می‌کند که هنوز سوالات زیادی در رابطه با نحوه کار مغز انسان وجود دارد.

دانشمندان از دهه ۷۰ میلادی در حال کار روی واسط مغز و رایانه برای اهداف پزشکی هستند، اما از سال ۲۰۰۷ این فناوری وارد بخش مصرفی شد. با پیشرفت در فناوری BCI و ظهور گوشی‌های هوشمند، نسخه‌های مصرفی آن‌ها و سایر فناوری‌ها که با مغز ارتباط برقرار می‌کنند، بسیار رایج شدند. برای مثال شرکت «نورواسکای» که در زمینه فروش اپلیکیشن‌های موبایل و پوشیدنی‌ها فعالیت دارد، سنسورهای مغز را بازاریابی می‌کند که به مردم اجازه می‌دهد که اطلاعات مناسبی را وارد اپلیکیشن‌های موبایل کنند.

«Thync» یکی دیگر از شرکت‌های فعال در حوزه فناوری‌های پوشیدنی محسوب می‌شود که ادعا می‌کند اپلیکیشن‌های BCI می‌توانند احساسات کاربر را تغییر دهند. برای مثال می‌توان آن‌ها به را خواب ترغیب کرد یا حتی مشکل پوستی آن‌ها با نام «پسوریازیس» را نیز درمان کرد. «Emotiv» شرکت دیگری بوده که هدست‌ EEG قابل حمل با قیمت ۷۰۰ دلار به فروش می‌رساند که توسط آن می‌توان اطلاعات مغز را برای آزمایش‌ها جمع آوری کرد. بسیاری از این محصولات مجوز دریافت نکرده‌اند و توسط سازمان مربوطه مورد بررسی قرار نگرفته‌اند.

 

 

قوانین مشخصی برای واسط مغز و رایانه وجود دارد؟

سازمان غذا و داروی ایالات متحده آمریکا (FDA) که برای دستگاه‌های پزشکی شامل BCI مجوز صادر می‌کند تنها برخی از آن‌ها را مورد تایید قرار داده، در حالی که تعداد بالایی از آن‌ها از نظر فنی جزو دستگاه‌های پزشکی دسته‌بندی نمی‌شوند و به صورت مستقیم در بازار به فروش می‌رسند. برای مثال در سال ۲۰۱۵ FDA دستگاه توسعه یافته توسط Thync را به عنوان یک دستگاه پزشکی تایید نکرد. FDA درباره واسط مغز و رایانه‌ که توسط آزمایشگاه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد، دستورالعمل دارد اما برای نمونه‌هایی که در بازار به فروش می‌رسند دستورالعمل مشخصی وجود ندارد.

 

تحریک جریان مستقیم درون‌ جمجمه‌ای می‌تواند عملکرد افراد را افزایش دهد

به گفته ساجدا، این شکاف‌های نظارتی نگرانی‌های زیادی ایجاد کرده. برای مثال یکی از روش‌های درمان توسط BCI، تحریک بخش‌های خاصی از مغز برای بهبود عملکردهای مخصوصی شامل حافظه، زبان یا دقت است. این نوع از واسط‌های مغز و رایانه از تکنیکی به نام تحریک جریان مستقیم درون‌ جمجمه‌ای (tDCS) استفاده می‌کنند و می‌تواند حرکت فیزیکی و زمان واکنش را تقویت کند. با این وجود، ابهاماتی درباره مزایای این روش وجود دارد.

با این وجود، برخی مانند نیروی دریایی آمریکا و بازیکنان تیم بسکتبال «گلدن استیت واریرز» در حال آزمایش تحریک جریان مستقیم درون ‌جمجمه‌ای برای بهبود عملکرد خود هستند. علاوه بر این، نمونه‌های خانگی این دستگاه‌ها نیز در حال تولید هستند تا توسط آن‌ها بتوان عملکردهای مختلف را بهبود داد یا حتی افسردگی را درمان کرد. تمام این موارد می‌توانند برای افراد عوارض ایجاد کنند و به مغز آسیب بزنند.

ایلان ماسک ادعاهای عجیب‌تری در رابطه با واسط مغز و رایانه دارد که آن، ترکیب آن با هوش مصنوعی است که البته هنوز نمونه مشخصی از آن توسط نورولینک معرفی نشده و اطلاعی از نحوه عملکرد آن نداریم.

پژوهشگر ارشد آزمایشگاه اخلاق و سیاست دانشگاه ETH در زوریخ سوئیس، «مارچلو اینکا» هشدار داده که اگر شرکت‌ها ادعاهای اغراق آمیز مطرح کنند، افراد ترغیب می‌شوند که در آزمایش‌ها شرکت کنند و دنبال نتایج غیر واقعی باشند، بنابراین باید آزمایش‌های انسانی توسط کمیته‌ای مورد تایید قرار بگیرند و پیش از حضور شرکت‌کنندگان، مزایا و خطرات آن‌ها بررسی شوند.

برخی شرکت‌ها و دانشمندان در حال توسعه واسط مغز و رایانه هستند و برخی نیز به دنبال ایجاد یک چارچوب قانونی برای جلوگیری از سوءاستفاده از اطلاعات مغز هستند. نظارت روی فعالیت مغز توسط BCI، اطلاعات زیادی تولید می‌کند که از آن‌ها می‌توان برای اهداف مختلفی از تبلیغات گرفته تا کمپین‌های سیاسی استفاده کرد. به عنوان مثال آزمایش تیم ساجدا به دنبال اطلاع از این موضوع است که افراد روی چه مواردی در محیط اطراف خود تمرکز می‌کنند که می‌توان از آن برای بهبود تبلیغات استفاده کرد.

برای رفع این نگرانی‌ها، اینکا یک رویکرد قانونی با نام «حقوق ذهن» را پیشنهاد داده. این چارچوب قانونی درباره جمع‌آوری اطلاعات، استفاده و همچنین محافظت از آن‌ها اطمینان حاصل می‌کند. اینکا مقاله‌ای در این زمینه در سال ۲۰۱۷ منتشر کرد و که در آن به حقوق جدید که می‌تواند در دهه‌های آینده به قوانین اضافه شوند شامل حق آزادی شناختی، حق داشتن حریم ذهنی، حق تمامیت ذهنی و حق دوام روانشناسی، اشاره داشت. به اعتقاد اینکا، این موارد می‌توانند مانع از سوءاستفاده از اطلاعات مغز شوند.

 

احتمال تغییر شخصیت افراد توسط واسط مغز و رایانه وجود دارد

در حال حاضر شرکت‌های فناوری به علت سرویس‌های خود می‌توانند به برخی اطلاعات حساس کاربران دسترسی پیدا کنند و اطلاعات مغز این موارد را افزایش می‌دهند. اکثر برنامه‌های واسط مغز و رایانه به پذیرش شرایط استفاده از سرویس توسط کاربران وابسته هستند که البته افراد کمی آن‌ها را می‌خوانند.

با پیشرفت در حوزه BCI، نیاز به شفافیت قانونی افزایش پیدا می‌کند. فناوری شاید بتواند در نحوه عملکرد مغز افراد تغییر ایجاد کند یا آنطور که برخی تحقیقات نشان داده‌اند، توسط آن می‌توان هویت خود را درک کرد. برای مثال مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۹ روی ۶ بیمار مبتلا به صرع انجام شد تا مشخص شود مغز آن‌ها چگونه به BCI واکنش نشان می‌دهد و این واسط درون مغز آن‌ها برای هشدار تشنج کاشته شد. برخی از افراد پس از این کار احساس قدرت کردند، اما تعدادی روی مشکل خود تاکید بیشتری داشتند. یکی از آن‌ها پس از کاشت این واسط گفته بود که همیشه احساس بیماری می‌کند و حس متفاوت بودن نسبت به دیگران دارد. در حقیقت این فرد پس از کاشت واسط تبدیل به فرد دیگری شد.

برای رفع نگرانی‌ها در این زمینه نیاز به قانون داریم. به نظر می‌رسد FDA به دنبال قوانینی برای واسط‌های مغز و رایانه است، اما هنوز نمی‌دانیم چگونه به مشکلاتی که در تحقیق‌های قبلی ایجاد شده، توجه می‌شود. بسیاری به دنبال حفاظت از اطلاعات مغز هستند و از هر روشی برای این کار بهره می‌برند که برای مثال می‌توان به مسائل اخلاقی اشاره کرد. در گذشته شاهد چنین موضوعی برای دستکاری ژنتیکی بودیم که در نهایت در سال ۲۰۰۳، قوانینی برای آن وضع شد که روی جمع‌آوری و دستکاری اطلاعات ژنتیکی انسان‌ها نظارت دارد. به نظر می‌رسد باید منتظر چنین رویه‌ای برای BCI نیز باشیم.

منبع: digiato.com

سنسور هوشمند برای لباس

سنسور هوشمندی که با اتصال به لباس علائم حیاتی بدن را اندازه می گیرد

محققان دانشگاه MIT سنسوری ساخته اند که می تواند با اتصال به پارچه لباس علائم حیاتی بدن را بطور منظم اندازه بگیرد. این سنسور سبک وزن درون پارچه تعبیه شده و قابل شستشو نیز می باشد.

به گزارش سرویس اخبار تکنولوژی و فناوری تکنا و به نقل از techcrunch، سنسور‌هوشمند دانشگاه MIT روی لباس قرار میگیرد و قادر است علائم حیاتی بدن مانند دما، ضربان قلب و میزان تنفس را بصورت مداوم اندازه گیری نماید. از مزیت های این سنسور‌قابل‌شستشو بودن و استفاده مجدد آن در پارچه های دیگر است.

این سنسور توسط دانشگاه MIT و ناسا توسعه یافته و میتواند در صنایع مختلف مانند بهداشت و درمان، فضایی و ورزشی مورد استفاده قرار بگیرد. اتصال این سنسور به گوشی های هوشمند نظارت بر روی علائم حیاتی را آسان خواهد کرد. تولید انبوه این سنسور علاوه بر صنعت فضانوردی برای مبارزه با کرونا خواهد بود. بدین ترتیب با کاهش ارتباط پزشکان و کادر درمانی با بیماران، نظارت بر مداوا و درمان بیماران آسان تر انجام خواهد شد. استفاده از سنسور به کاهش ابتلا به کرونا در بررسی وضعیت بیماران از راه دور کمک خواهد کرد. بسیاری از شرکت های فناوری و استارت آپ ها به دنبال تولید سنسور و جمع آوری اطلاعات بیومتریک هستند. به عنوان مثال استارت آپ فوروارد سنسورهایی را در اختیار بیمارنی که از خانه مورد مداوا قرار میگیرند، قرار داده است.

منبع: techna.news

ابرپروژه‌ی مایکروسافت برای حفاظت از تنوع زیستی

کامپیوتر سیاره‌ای‌؛ ابرپروژه‌ی مایکروسافت برای حفاظت از تنوع زیستی

مایکروسافت به‌زودی برنامه‌ای به‌نام کامپیوتر سیاره‌ای اجرا می‌کند که با هدف حفظ سلامت اکوسیستم کره‌ی زمین و تنوع زیستی ، توسعه می‌یابد.

مایکروسافت برنامه‌ی جدیدی با هدف انجام پروژ‌های مبتنی بر تنوع زیستی رونمایی کرد. این پروژه، داده‌ها و شبکه‌ی فناوری دیجیتال را در اختیار برنامه‌های تحقیق و مطالعه‌ی تنوع زیستی قرار می‌دهد. برنامه‌‌ی جدید مایکروسافت به‌نام «کامپیوتری سیاره‌ای» یا Planetary Computer معرفی شد. ردموندی‌ها اعتقاد دارند با چنین برنامه‌هایی می‌توان کارایی بهینه‌تری از جمع‌آوری داده و فناوری‌های مرتبط با شبکه استخراج کرد.

برد اسمیث، مدیرکل مایکروسافت، برنامه‌ی جدید شرکت را معرفی کرد. او اعلام کرد که مایکروسافت از ظرفیت‌های پروژه‌ی AI for Earth استفاده می‌کند و دسترسی به دیتاست‌های متنوع محیطی را در اختیار دانشمندان قرار می‌دهد. داده‌های زیست‌محیطی از سرتاسر جهان جمع‌آوری می‌شوند و پلتفرم پردازشی مناسب برای تحلیل آن‌ها نیز در دسترس خواهد بود.

اسمیث در جریان رونمایی برنامه‌ی جدید مایکروسافت گفت:

ما از کامپیوتر سیاره‌ای برای توسعه و پیاده‌سازی فناوری دیجیتال در حوزه‌ی محیط زیست استفاده می‌کنیم. فناوری‌ها به شرکا و مشتریان ما در حوزه‌های تصمیم‌گیر محیط زیست کمک می‌کند تا فعالیت‌های سازمانی بهینه‌تری داشته باشند.

پروژه‌ی AI for Earth در سال ۲۰۱۷ رونمایی شد. این برنامه، ابزارها و مهارت‌های هوش مصنوعی را در پروژه‌هایی متمرکز می‌کند که چالش‌های محیط‌ زیستی را در سرتاسر جهان حل می‌کنند. ردموندی‌ها می‌گویند AI for Earth با این هدف طراحی شد که از فناوری برای کاهش اثرهای زیست‌محیطی یا هماهنگی بیشتر با تغییرات بهره استفاده کنیم. از اهداف دیگر می‌توان به مدیریت بهینه‌‌ی تأمین آب و پروژه‌های تأمین غذا برای جمعیت روبه‌رشد زمین اشاره کرد که طبق پیش‌بینی کارشناسان به‌زودی به ۱۰ میلیارد نفر هم می‌رسد. دراین‌میان تنوع زیستی بیشترین اهمیت را در بین برنامه‌های هدف پروژه دارد.

اسمیث می‌گوید پروژه‌ی هوش مصنوعی مایکروسافت برای توسعه‌ی هرچه بهتر، بیش از همه نیاز به داده، دسترسی بهتر به ابزارهای یادگیری ماشین و توانایی اشتراک‌گذاری نتایج با دیگر فعالان علمی و زیست‌محیطی دارد. اسمیث در ادامه‌ی معرفی برنامه‌ی کامپیوتر سیاره‌ای می‌گوید:

جامعه‌ی ما نیاز به پلتفرم پردازشی جدیدی دارد که شاید نام کامپیوتر سیاره‌ای بهترین انتخاب برای آن باشد. پلتفرمی که توانایی ارائه‌ی دسترسی به تریلیون‌ها داده‌ی جمع‌آوری‌شده توسط انسان‌ها و ماشین‌ها را داشته باشد. داده‌هایی که از فضا، آسمان، زمین و آب جمع‌آوری می‌شوند.
پلتفرم مورد نظر باید به کاربران امکان دهد تا به‌جای جست‌وجو براساس کلمه‌های کلیدی، براساس نقاط جغرافیایی در میان داده‌ها کاوش کنند. کاربران می‌توانند پاسخ انواع سؤال‌ها پیرامون انواع محیط‌های زیستی در نزدیکی خود یا وجود محیط‌های خاص زیستی در جهان را در این پلتفرم پیدا کنند.

مایکروسافت می‌گوید سرمایه‌گذاری و تخصیص منابع خود را به‌مرور در پروژه‌ی کامپیوتر سیاره‌ای افزایش می‌دهد. سرمایه‌گذاری‌های آتی متمرکز بر حوزه‌های خاص راهکارهای محیط زیستی مانند شناسایی گونه‌های جانوری و گیاهی و نقشه‌برداری پوشش زمین و بهینه‌سازی بهره‌برداری خواهند بود.

دسترسی همه‌ی محققان به داده‌های جمع‌آوری شده، هدف بزرگ پروژه‌ی مایکروسافت است

اسمیث می‌گوید مایکروسافت برای توسعه‌ی برنامه‌ی آتی خود ابتدا یک همکاری جدید مبتنی بر پروژه‌ی AI for Earth با Group on Earth Observations Biodiversity Observation Network انجام می‌دهد. همکاری مذکور، با ارزش حدودی یک میلیون دلار، از پروژه‌هایی پشتیبانی می‌کند که تلاش‌ها در جهت نظارت بر تنوع زیستی در کره‌ی زمین را تقویت می‌کنند. به‌علاوه، ابزارهای کاربردی برای مطالعه، گزارش‌گیری و مدیریت تغییرات تنوع زیستی توسعه می‌یابند که اطلاعات لازم را برای تصمیم‌گیری‌های حفاظتی در سرتاسر جهان، فراهم می‌کنند.

اسمیث در بخش دیگر از صحبت‌های خود برای معرفی پروژه‌ی جدید مایکروسافت گفت:

این کامپیوتر سیاره‌ای پیچیدگی‌های زیادی دارد و ما به‌تنهایی توانایی ساخت آن را نداریم. ما باید از سابقه‌ی کاری و مطالبات همکاران خود در پروژه درس بگیریم و با سازمان‌هایی وارد همکاری شویم که در مسیر پیشبرد اهداف زیست‌محیطی در جهان فعالیت می‌کنند.

ما برای پیشبرد پروژه‌ی خود همکاری‌های بیشتری با Esri انجام می‌دهیم. مایکروسافت و Esri، اهداف مشترکی در جمع‌آوری و عرضه‌ی داده‌های جغرافیایی و تحلیل‌هایی همچون جمع‌آوری، نمایش و کار روی اطلاعات مرتبط با سیستم زمین دارند. ما می‌خواهیم این ابزارها در دسترس همه‌ی محققان محیط زیست و فعالان در سرتاسر جهان قرار بگیرد. به‌علاوه، انتظار داریم که هر سازمان حفاظتی در جهان، داده‌های محلی خود را به مخزن بین‌المللی داده ارائه کند.

ما درحال افزایش شراکت در مسیر توسعه‌ی راهکارهای یادگیری ماشین با هدف‌گیری جغرافیایی هستیم. این راهکارها به‌عنوان پایه‌های بنیادی کامپیوتر سیاره‌ای شناخته می‌شوند.

 

مایکروسافت می‌گوید دیتاست‌های جغرافیایی کلیدی را در آژور هم در دسترس قرار می‌دهد و تا پایان سال، دسترسی به آن‌ها ازطریق ابزارهای Esri نیز ممکن می‌شود. ردموندی‌ها اعتقاد دارند Esri در بازار نرم‌افزارهای سیستم اطلاعات جغرافیایی، بهترین عملکرد را دارد.

اسمیث اعتقاد دارد حفظ محیط زیست با هدف سوددهی به نسل‌های کنونی و آینده، یکی از چالش‌های اصلی بشر محسوب می‌شود. او پیاده‌سازی بهینه‌ی فناوری در این مسیر را یکی از چالش‌های اولویت‌دار مایکروسافت دانست. مایکروسافت قبلا در ماه ژانویه برنامه‌ای با هدف‌گیری کنترل کربن معرفی کرده بود و امیدوار است انتشار کربن تا سال ۲۰۳۰، منفی شود و همچنین آن‌ها بتوانند تا سال ۲۰۵۰، کل کربن واردشده به جوّ زمین از کسب‌وکار خود را جمع‌آوری کنند. کربنی که از زمان راه‌اندازی مایکروسافت در سال ۱۹۷۵ به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم از فعالیت‌های این شرکت به زمین انتشار یافته است.

منبع: zoomit.ir

یادگیری پایتون برای متخصصان داده

چرا یادگیری پایتون برای متخصصان داده ضروری است؟

از نیمه دوم قرن گذشته تا کنون تعداد و تنوع زبان‌های برنامه نویسی روز به روز بیشتر شده اما رقابت بین آنها باعث شده برخی بیشتر مورد توجه قرار گرفته و برخی دیگر منسوخ شوند. به لطف همین زبان‌ها نقش فناوری در زندگی ما پررنگ‌تر از همیشه شده و نتیجه تولید حجم عظیمی از داده است که برای کمپانی‌های بزرگ حکم گنج را دارد.

آنها با استفاده از همین داده‌ها نیازهای مشتریان را درک کرده و به طراحی محصول یا ارائه سرویس‌های جدید می‌پردازند. نیاز به جمع آوری، استخراج و تحلیل این داده‌ها باعث پیدایش مشاغل جدیدی شده و یکی از آنها علوم داده است که شرکت‌های بیشتری مشغول سرمایه گذاری روی آن هستند.

 

 

کاربرد علوم داده

تحلیل داده امکان برآورد میزان پیشرفت، تصمیم گیری آگاهانه، برنامه ریزی برای آینده و یافتن راه‌هایی برای کاهش هزینه را به شرکت‌ها می‌دهد. اینجاست که متخصصان داده وارد شده و با پردازش و سازمان‌دهی دیتا با استفاده از الگوریتم‌ها و تکنیک‌های دیگر به کاوش دیتا، استخراج موارد مهم و ارائه توصیه‌هایی می پردازند که در نهایت به تدوین استراتژی سازمان و تصمیم گیری بهتر کمک می‌کند.

 

 

پایتون؛ محبوبترین ابزار متخصصان داده

حدود ۸۰ درصد از مسئولیت متخصصان داده شامل گردآوری و پاکسازی داده ها از موارد نامرتبط می شود چرا که مجموعه‌های عظیم داده معمولا نامرتب و ناقص بوده و فاقد فرمت یکپارچه هستند. ابزارهای مختلفی برای اصلاح این موارد وجود دارد اما اغلب متخصصان داده به دلایل مختلفی پایتون را ترجیح می‌دهند.

یکی از بهترین مزایای پایتون متن باز بودن آن است که به همه اجازه مشاهده سورس کد و گسترش کاربردهای آن را می‌دهد. در واقع شرکت‌ها دائما سرگرم توسعه فریمورک ها و توابع جدیدی هستند که نه تنها آنها را سریعتر به اهدافشان می رساند بلکه به توسعه دهندگان دیگر نیز کمک می‌کند.

متخصصان داده اغلب باید کد آماری را در دیتابیس تولید ترکیب کرده یا داده‌های موجود را با اپ‌های مبتنی بر وب یکپارچه کنند. جدای از این گاهی الگوریتم‌ها را به صورت روزانه پیاده سازی می‌کنند که اجرای همه آنها با پایتون ساده و بدون دردسر خواهد بود. در ادامه به مزایای این زبان نسبت به موارد دیگر پرداخته‌ایم.

 

 

فراگیری و درک آسان

یکی از جذاب‌ترین ویژگی‌های پایتون فراگیری آسان است و بسیاری به همین خاطر سراغ آن می‌روند. فارغ از اینکه تازه کارتان را به عنوان متخصص داده شروع کرده یا چندین سال تجربه در چنته دارید، بدون نیاز به صرف هزینه و زمان چندان زیادی می‌توانید پایتون و کتابخانه‌های جدید آنرا به سادگی فرا بگیرید.

پایتون به واسطه فراگیری و درک آسان بهترین گزینه برای متخصص‌های حرفه‌ای است که برای یادگیری مفاهیم جدید زمان محدودی دارند. این زبان حتی در مقایسه با دیگر زبان‌های علوم داده از جمله R و MATLAB منحنی یادگیری به مراتب ساده‌تری دارد. 

 

 

مقیاس پذیری فوق العاده

پایتون از نظر مقیاس پذیری هم عملکردی درخشان داشته و زبان‌هایی نظیر Stata،  R و MATLAB از این نظر به پای آن نمی‌رسند. به لطف این ویژگی توسعه دهندگان و محققان به جای محدود شدن به یک راهکار خاص به چند روش مختلف می‌توانند سراغ حل یک مساله بروند. شاید اهمیت مقیاس پذیری چندان زیاد به نظر نرسد اما همین عامل باعث شده غولی نظیر یوتیوب به استفاده از این زبان روی آورده و دراپ باکس هم به تازگی با نگارش ۴ میلیون خط کد به همین زبان زیرساخت‌هایش را توسعه دهد.

 

 

کتابخانه‌های علوم داده

یکی دیگر از دلایل محبوبیت زبان مورد بحث بین متخصصان داده، کتابخانه های علوم داده آن برای شبکه‌های عصبی، یادگیری ماشین و غیره است. این مجموعه شامل Numpy ،Scipy ، StatsModels و Scikit-Learn شده و مرتبا هم به آنها افزوده می‌شود. این کتابخانه‌ها به عنوان منبعی غنی از ماژول ها پاسخگوی بسیاری از نیازهای برنامه نویسان بوده و مسائل دشوار را به آسانی از پیش پای آنها برمی‌دارند.

 

 

جمع بندی

با پیشرفت علوم داده پایتون به ابزاری قدرتمند برای متخصصان داده تبدیل شده که در استخراج، پاکسازی و تحلیل دیتا به کمک آنها می‌آید. فراگیری آسان پایتون و کتابخانه‌های غنی و قدرتمند آن کار را برای متخصصان داده از همیشه راحت تر کرده و از سوی دیگر جامعه کاربری گسترده این زبان هم در فوروم‌های مختلف آماده انتقال تجارب به دیگران هستند.

منبع:  digiato.com

پردازنده های جدید اینتل

پردازنده جدید اینتل کاربران را وادار به استفاده از خنک‌کننده‌های قدرتمند می‌کند

پردازنده های نسل دهمی اینتل Comet Lake از قدرت فوق العاده‌ای بهره می‌برند اما در کنار آن توان مصرفی بالایی هم دارند تا حدی که استفاده از برخی مدل‌های آن نیازمند تجهیز کامپیوتر به سیستم خنک کننده قدرتمند است.

بر اساس پستی که اخیرا در توییتر منتشر شده پردازنده Core i9-10900F با ۱۰ هسته و ۲۹ ترد پردازشی، دارای PL1 یا سطح اول توان مصرفی ۱۷۰ است که در حالت PL2 و زمانی که هسته‌ها با حداکثر توان کار می کنند به ۲۲۴ وات می‌رسد.

پردازنده Core i9-10900F

PL1 به سطح توانی اشاره دارد که پردازنده در حالت پایدار و برای مدت طولانی مصرف می‌کند. گاهی اوقات پردازنده با استفاده از همین توان می‌تواند وارد حالت توربو هم شود اما زمانی که تعداد هسته‌ها افزایش یافته و فرکانس بوست بیشتر می‌شود، پردازنده وارد حالت PL2 شده و برای مدتی کوتاه (ضریب زمانی Tau) با توان مصرفی بیشتر به اجرای محاسبات سنگین می‌پردازد.

اغلب کاربران در زمینه توان مصرفی پردازنده با TDP یا توان طراحی گرمایی آشنایی دارند اما این معیار تنها برای کلاک پایه کاربرد دارد. برای مثال پردازنده Core i7-9700K دارای TDP حدود ۹۵ واتی است اما این میزان برای رسیدن به سطح PL1 تا حدودی افزایش یافته و برای فرکانس بوست از این هم بالاتر می‌رود.

با این فرض که توان مصرفی ۱۷۰ و ۲۲۴ واتی در سطوح PL1 و PL2 پردازنده Core i9-10900F واقعیت داشته باشند، تردیدی نیست که کاربران مایل به خرید این تراشه باید کیس خود را به خنک کننده قدرتمندی مجهز کنند که توان دفع حرارت بالای تولید شده از آن را داشته باشد.

در صورتی که کاربر به فرکانس های پیش فرض قانع نبوده و قصد اورکلاک سیستم را داشته باشد، استفاده از خنک کننده های مایع با سیکل بسته احتمالا بهترین گزینه خواهد بود.

منبع: digiato.com

ساخت ربات‌ انعطاف‌پذیر توسط پرینترهای سه‌بعدی

ساخت ربات‌ انعطاف‌پذیر در کمتر از دو ساعت توسط پرینتر سه بعدی

کاربرد پرینترهای سه‌بعدی روزبه‌روز در حال افزایش است. دانشمندان به تازگی موفق به تولید ربات‌‌های انعطاف‌پذیر شبیه به حشرات توسط این پرینترها شده‌اند. احتمالا در آینده نزدیک با استفاده از پرینترهای سه‌ بعدی بتوانید ربات‌‌‌های نرم بسازید. محققان در دانشگاه کالیفرنیا، سن‌دیگو موفق به توسعه روشی برای پرینت سه‌بعدی ربات‌‌های انعطاف‌پذیر با سرعت بالا و قیمت پایین شده‌اند. برای تولید این ربات‌‌ها از تجهیزات ویژه‌ای استفاده نشده است.

محققان برای این کار، Flexoskeletons یا مواد سفت را روی ورق‌های پلی‌کربناتی انعطاف‌پذیر و نازک به صورت سه‌بعدی پرینت کردند. این اقدام باعث می‌شود که استحکام در مناطق خاصی افزایش پیدا کند که چنین موضوعی را در حشرات شاهد هستیم. ربات‌‌های نرم عادی معمولا دارای بخش‌های نرمی هستند که روی یک بدنه جامد قرار می‌گیرند.

ربات‌های انعطاف پذیر

برای پرینت هر بخش از بدن، به ۱۰ دقیقه زمان نیاز است و در کمتر از دو ساعت این ربات به صورت کامل تولید می‌شود. هزینه تولید هر قسمت کمتر از ۱ دلار است و به نظر می‌رسد که قدرت پردازشی، سنسورها و همچنین باتری بخش‌های گران قیمت این ربات‌ ها باشند.

این روش در ابتدا به دانشمندان کمک می‌کند که ربات‌‌ها را با سرعت و راحتی بالا تولید کنند، اما هدف نهایی تولید عمده ربات‌‌ها بدون دخالت انسان است. این موضوع می‌تواند به معنای تولید ارتشی از ربات‌‌ها باشد که قادر به انجام وظایف خود همانند ماشین‌های بزرگ و یکپارچه هستند، البته هزینه تولید و ریسک عملیاتی آن‌ها کمتر است.

منبع: digiato.com

تبدیل پسورد وای‌فای به کد QR

آموزش تبدیل پسورد وای فای به کد QR و نحوه‌ی استفاده از آن

با استفاده از اسکن یک کد QR می‌توان اطلاعات خاصی را در مورد یک محصول، یک مکان خاص یا دسترسی به یک وب‌سایت اینترنتی به‌دست آورید. در این آموزش سعی داریم نحوه استفاده از این کد را برای اشتراک‌گذاری وای‌فای به شما آموزش دهیم.

حتما برای شما هم پیش آمده که دوستانتان، برای اتصال به وای‌فای منزل یا محل کارتان از شما گذرواژه‌ی آن را بخواهند. مواقعی وجود دارد که دادن پسورد وای‌فای برای شما ممکن نیست؛ چرا که ممکن است آن‌را فراموش کرده باشید یا اینکه بترسید که گذرواژه شما را پخش کنند و شبکه وای فای شما در خطر هک شدن قرار بگیرد. در ادامه به دو روش ساخت کد QR و نحوه استفاده از آن‌ اشاره می‌کنیم.

 

روش اول

۱- دراین روش شما به بعضی از اطلاعات وای‌فای خود مانند نام شبکه SSID نوع رمزگذاری encryption type و پسورد شبکه نیاز دارید. اگر خودتان تنظیمات مودم را انجام داده‌اید، قطعا نام شبکه و گذرواژه را در اختیار دارید. اگر شخص دیگری این‌کار را برای شما انجام داده است حتما نام پسورد شبکه را به شما داده است. توجه داشته باشید که شما به نوع رمزگذاری هم نیازدارید که آیا از نوع WPA، WPA2 یا WEP است. اگر این اطلاعات را در اختیار ندارید می‌توانید با ارائه دهنده خدمات اینترنتی خود یا شخصی که تنظیمات مودم را برای شما انجام داده تماس بگیرید و این اطلاعات را بدست آورید.

۲- به سایت کیو آی فای بروید. این وب‌سایت می‌تواند کیو آر کد مورد نظر را به‌طور خاص برای گذرواژه وای فای شما ایجاد کند. توجه داشته باشید بهتر است برای استفاده از خدمات این سایت از وی پی ان استفاده کنید.

سایت کیو آی فای

۳- نوع رمزگذاری را با استفاده از منوی کشویی انتخاب کنید که می‌تواند یکی از موارد WEP ،WPA/WPA2 یا هیچ‌کدام None باشد.

پسورد وای‌فای

۴- در نوار بالا که با عنوان SSID‌ مشخص شده است نام شبکه خود را وارد کنید. در نوار دوم که با Key‌ نشان داده شده پسورد وای‌فای خودتان را وارد کنید.

تبدیل پسورد وای‌فای

۵- با کلیک روی دکمه آبی رنگ Generate  که در زیر نوار Key قرار دارد یک کد QR برای شما در پایین صفحه نمایش داده می‌شود.

کد QR

۶- با کلیک روی Print این کد QR را روی یک کاغذ چاپ کنید یا اگر چاپگر ندارید می‌توانید با کلیک روی Export‌ کد QR مورد نظر را با فرمت PNG ذخیره کرده تا بعدا آن را چاپ کنید.

تبدیل به کد QR

۷- پس از چاپ کد QR موردنظر می‌توانید آن‌را در منزل یا محل کار در جایی که افراد مورد اعتماد شما هستند قرار دهید تا با اسکن آن به شبکه وای فای شما متصل شوند.

تبدیل پسورد

در گوشی‌های آیفون، می‌توانید دوربین خود را باز کنید و مقابل کد QR قرار دهید. اعلانی با عنوان Wifi QR Code ظاهر می‌شود. اگر روی آن کلیک کنید گزینه پیوستن به آن شبکه وای فای نمایش داده می‌شود. تنها کاری که باید انجام دهید این است که روی گزینه Join‌ یا Connect کلیک کنید.

درگوشی‌های اندروید، اگر نسخه اندروید شما قدیمی است می‌توانید از اپلیکیشن‌های اسکن کد QR استفاده کنید. این اپلیکیشن‌ها را می‌توانید از گوگل پلیدانلود کرده و نصب کنید. اگر از یک گوشی با اندروید بالا استفاده می‌کنید، می‌توانید مانند روش دوم عمل کنید.


روش دوم

توجه داشته باشید که ممکن است مراحل زیر در گوشی‌های مختلف متفاوت باشند؛ اما گزینه اشتراک‌گذاری کد QR یا QR Code sharing حتما وجود دارد؛ مگر اینکه از یک گوشی اندروید قدیمی استفاده کنید.

۱- برای این‌کار گوشی اندروید شما باید در ابتدا به شبکه wifi متصل باشد. به منوی تنظیمات بروید سپس روی Net work & Internet یا Wifi & Internet کلیک کنید.

۲-روی گزینه Wifi کلیک کنید تا نام شبکه وای فایی که هم‌اکنون به آن متصل هستید نمایش داده شود.

۳-در جلوی نام شبکه وای فای یک آیکون چرخ‌دنده وجود دارد. روی آن کلیک کنید تا به صفحه تنظیمات setting بروید.

۴-روی دکمه آبی اشتراک‌گذاری share کلیک کنید. در پنجره جدیدی که ظاهر می‌شود پسورد خود را وارد کنید تا مشخص شود مالک تلفن همراه شما هستید.

۵-یک کد QR روی صفحه نمایش گوشی نمایان می‌شود.حالا در تلفن همراه دوست خود به تنظیمات و سپس Network & Internet رفته و لیست شبکه‌های وای فای را باز کنید و بعد از آن به پایین صفحه بروید تا گزینه افزودن شبکه Add Network را ببینید و روی آیکون آبی رنگ کد QR کنار آن کلیک کنید.

آموزش تبدیل پسورد وای ‌فای به کد QR

در ادامه کد QR را که روی صفحه گوشی خودتان ظاهر شده بود، به وسیله گوشی دوست‌تان اسکن کنید تا دوست‌تان هم به شبکه وای‌فای منزل یا محل کار شما متصل شود.

منبع: zoomit.ir

توسعه پردازنده‌‌‌ی غول‌پیکر EHP توسط AMD

AMD کماکان مشغول توسعه پردازنده غول‌پیکر EHP است

AMD پروژه‌ی بلندپروازانه‌ای برای توسعه‌ی یک پردازنده‌‌‌ی غول‌پیکر و ناهمگن به‌نام EHP دارد که بخشی مهم از فرایندهای تحقیق و توسعه را به آن اختصاص می‌دهد.

حدود چهار سال پیش بود که اولین اخبار از پروژه‌ی AMD EHP یا Exascale Heterogeneous Processor در رسانه‌های سخت‌افزاری منتشر شد. مفهوم کلی پروژه‌ی مذکور،‌ کاملا ساده بود. پردازنده‌‌‌ی حاصل از پروژه، ۳۲ هسته‌ی پردازشی را با پردازنده‌های گرافیکی Greenland و حافظه‌ی HBM در یک بورد ترکیب می‌کرد. اکنون و پس از گذشت چهار سال، AMD به اهداف تولید ۳۲ هسته‌ی پردازشی دست یافته است، اما ساختن APU در چنان ابعادی،‌ هنوز بلندپروازانه به‌نظر می‌رسد. باوجود اینکه برخی کاربران و کارشناسان تصور می‌کنند تیم قرمز، توسعه‌ی پروژه را متوقف کرد، اما اخبار داخلی خبر بهتری برای علاقه‌مندان دارند. پروژه‌ی EHP با قدرت توسعه می‌یابد.

یک حساب کاربری در توییتر به‌نام Underfox باتوجه به اسناد پتنت جدید، ادعا کرد که پروژه‌ی EHP با قدرت هرچه تمام‌تر در مراحل توسعه قرار دارد. درواقع، پکیجی که پردازنده‌‌‌ی EHP در آن قرار خواهد گرفت هم اخیرا به‌نام X3D در رویداد پنجم مارس به نمایش در آمد. اگرچه اکثر اسناد پتنتی، اطلاعات فنی و غیرقابل درک برای کاربر عادی دارند، اسناد جدید AMD اطلاعات و ریزه‌کاری‌های قابل درک و مهمی را از پروژه‌ی در دست توسعه، در اختیار ما قرار می‌دهند. یکی از بخش‌های مهم که باتوجه به اسناد پتنت می‌توان مفاهیم آن را درک کرد، سیستم پویای مدیریت حافظه است.

AMD اخیرا مجموعه‌ای از فناوری‌ها موسوم به Smart Shifting را معرفی کرد که برای مدیریت ساختارهای محدود گرما و قدرت در SoC کاربرد دارند. همین فناوری‌ها، در مدیریت پویای حافظه هم استفاده می‌شوند و در مجموع احتمالا ادامه‌ای بر پروژه‌ی در دست توسعه خواهند بود. همان‌طور که Underfox در توییت اخیر خود اشاره می‌کند، پتنت مدیریت پویای حافظه در پردازنده‌‌‌ی گرافیکی از AMD نشان می‌دهد که آن‌ها درحال توسعه‌ی نسل جدیدی از پردازنده‌های گرافیکی هستند که بیش از همه در پروژه‌ی EHP کاربرد خواهد داشت.

تاکنون پردازنده‌های مرکزی با هسته‌های پردازشی بسیار زیاد تا ۶۴ هسته مبتنی بر فلسفه‌ی MCM توسط AMD ساخته شده‌اند. ازطرفی تیم قرمز هنوز توانایی توسعه‌ی چنین محصولاتی در دسته‌ی پردازش گرافیکی را ندارد. درنهایت، اگر پردازند‌ی مرکزی مبتنی بر MCM را با پردازنده‌‌‌ی گرافیکی مبتنی بر همان فناوری روی یک بورد X3D ترکیب کنیم، به تراشه‌ای غول‌پیکر دست خواهیم یافت که برای نسل‌های آتی صنعت دیتاسنتر مفید و کاربردی خواهد بود. اگرچه هنوز خبری از خوشه‌های بزرگ ابرکامپیوتری در ابعاد بسیار بزرگ نیست (به‌جز پروژه‌ی پردازش توزیع‌شده‌ی Folding@Home) ، اگر پروژه‌ی EHP به نتیجه برسد، شاهد رشد استفاده از سیستم‌های آن‌چنانی خواهیم بود و در ادامه، کاهش قیمت هم در بازار هدف، ممکن می‌شود.

AMD EHP

اگر به طراحی‌های قدیمی AMD برای پروژه‌ی EHP نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که شرکت با بهره‌مندی از پلتفرم‌های Rome و Naples خود، نیمی از راه را پیموده است. درواقع آن‌ها با دستیابی به ۳۲ هسته‌ی پردازشی در پلتفرم‌های مذکور، در همان زمان دستاورد بزرگی در صنعت پردازش کسب کرد. به‌همین دلیل می‌دانیم که حتی اگر پتنت‌های جدید درنهایت در پروژه‌ی EHP به‌کار گرفته نشوند، شاید روزی در محصولات مخصوص مصرف‌کننده کاربرد داشته باشند. به‌هرحال کارشناسان امیدوار هستند که AMD تا یکی دو سال آینده، طراحی مبتنی بر MCM را به بازار عرضه کند و در آن زمان، ساخت محصول نهایی EHP دور از انتظار نخواهد بود.

از نکات دیگری که می‌توان از پتنت‌های جدید AMD استخراج کرد، رویکرد همه‌جانبه‌ی شرکت به‌سمت یادگیری عمیق در شتاب‌دهی هوش مصنوعی است. حفظ انسجام در شبکه‌های یادگیری عمیق و کاهش تأخیر، کلید توسعه‌ی تراشه‌های تجاری محسوب می‌شود. اسناد جدید نشان می‌دهد که احتمالا پروژه‌ی EHP تیم قرمز در این حوزه نیز حرف‌های زیادی برای گفتن خواهد داشت. به‌هرحال متخصصان دنیای سخت‌افزار با نگاهی عمیق‌تر به جزئیات پتنت منتشرشده، قطعا متوجه برتری‌های پروژه می‌شوند.

اینتل اکنون در مسیر توسعه‌ی پردازنده‌‌‌ی گرافیکی مبتنی بر MCM قرار دارد که احتمالا ه‌نام Intel Xe HP شناخته می‌شود. به‌همین دلیل می‌توان پیش‌بینی کرد که AMD هم کار روی طرح اختصاصی خود را شروع کرده باشد. درنهایت نبرد در حوزه‌ی MCM GPU دیگر فراتر از احتمال رفته است و یک امر حتمی محسوب می‌شود. با کاهش ابعاد قالب‌های تکی و افزایش بهره‌وری مقیاس‌دهی، کاهش هزینه‌ی قدرت پردازشی دور از انتظار نیست. به‌هرحال نوآوری همیشه فاکتوری مهم و حیاتی در پیش‌برد این نوع از رقابت ها محسوب می‌شود و با ورود اولین محصول نهایی به بازار، می‌توان جهشی عظیم را در رقابت انتظار داشت.

منبع: zoomit.ir